حسین پاینده

منوی اصلی
آرشیو موضوعی
آرشیو ماهانه
تازه‌ترین مطالب
پیوندهای روزانه
پیوندها
امکانات
 RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Google


در اين سايت
در كل اينترنت

۱. اطلاعیه‌ی «کارگاه روان‌کاوی، هنر و ادبیات» (آنلاین ــ حضوری)

«روان‌کاوی» نامی است که به نظریه و شیوه‌ی خاصی در روان‌درمانی اطلاق می‌شود و نخستین نظریه‌پردازی که مفاهیم و روش‌شناسی روان‌کاوی را مطرح کرد زیگموند فروید بود، هرچند که این نظریه پس از فروید بسط‌وگسترش فراوانی پیدا کرده است. این نظریه در ابتدا بیشتر کاربردی درمانی داشت، اما فروید در نوشته‌هایش برای تشریح مفاهیم روان‌کاوی کراراً به ادبیات اشاره می‌کند و در واقع، بسیاری از پایه‌ای‌ترین اصطلاحات روان‌کاوی با الهام از آثار ادبی مفهوم‌پردازی شده‌اند. اغلب نظریه‌پردازان پسافرویدی نیز سنت استفاده از ادبیات و هنر برای مفهوم‌پردازی روان‌کاوانه را ادامه دادند، از جمله و به‌ویژه یونگ و لاکان. در این کارگاه قصد داریم شناختی عمیق از روان‌کاوی فرویدی و کاربردهای آن در نقد هنر و ادبیات به دست آوریم. به این منظور،

  • با تاریخ پیدایش و شکل‌گیری نظریه‌ی روان‌کاوی آشنا می‌شویم،
  • مفاهیم و اصطلاحات کلیدی روان‌کاوی را یاد می‌گیریم،
  • با روش تفسیر خواب (رؤیا) در روان‌کاوی آشنا می‌شویم،
  • شیوه‌های کاربرد روان‌کاوی برای تحلیل آثار هنری و ادبی را می‌آموزیم،
  • برخی از آثار هنری و ادبی را از منظر روان‌کاوی تحلیل می‌کنیم.

در این کارگاه تأکید خاصی بر فهم عمیق مفاهیم پایه‌ای می‌گذاریم تا راه‌مان برای یادگیری نقد ادبی روان‌کاوانه هموار شود. برخی از این مفاهیم پایه‌ای به قرار زیرند:

  • تقسیم‌بندی جایگاه‌شناختیِ ذهن (ضمیر آگاه، پیشاآگاه و ناخودآگاه)
  • تقسیم‌بندی ساختاریِ ذهن (نهاد، خود و فراخود)
  • واپس‌رانی
  • مکانیسم‌های دفاعی (اجتناب، ادراک انتخابی، حافظه‌ی انتخابی، انکار، جابه‌جایی، معقول‌سازی، فرافکنی، واکنش‌سازی، واپس‌روی، …)
  • کنش‌پریشی
  • روان‌رنجوری و روان‌پریشی
  • بیماری روان‌تنی
  • بازگشت امر واپس‌رانده
  • تداعی
  • مراحل رشد روانی ــ جنسانی (دهانی، مقعدی، اُدیپی)
  • محتوای آشکار و محتوای نهفته‌ی رؤیا
  • کار ــ رؤیا
  • فرایندهای ناخودآگاهانه در خواب (نمادپردازی، نمایش‌دهی، جابه‌جایی، ادغام)
  • و …

در این کارگاه، اثرگذاری نظریه‌ی روان‌‌کاوی در شکل‌گیری سوررئالیسم را به‌تفصیل و با تحلیل چند تابلوی نقاشی بررسی خواهیم کرد. همچنین خوانش روان‌کاوانه‌ی آثار ادبی (شعر، داستان) و فیلم‌های سینمایی را تمرین می‌کنیم. این کارگاه به نظریه‌ی روان‌کاوی کلاسیک (فرویدی) اختصاص دارد و به سبب کثرت مطالب آن، به مکاتب پسافرویدی (از جمله نظریه‌ی یونگ و نظریه‌ی لاکان) نخواهیم پرداخت. نظریه‌های یونگ و لاکان متعاقباً در دو کارگاه جداگانه معرفی خواهند شد که پیش‌نیاز شرکت در آن‌ها، گذراندن این کارگاه است.

کارگاه «روان‌کاوی، هنر و ادبیات» به صورت آنلاین و حضوری در ۱۰ جلسه‌ی ۹۰ دقیقه‌ای طی پنج هفته و در روزهای یکشنبه و چهارشنبه برگزار می‌شود:

  • روزهای یکشنبه ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰ آنلاین برای کلیه‌ی اعضای کارگاه (۲۵ مرداد، ۱ و ۸ و ۱۵ و ۲۲ شهریور)
  • روزهای چهارشنبه ساعت ۱۷ الی ۱۸:۳۰ به صورت آنلاین و حضوری به انتخاب هر عضو کارگاه (۲۸ مرداد، ۴ و ۱۱ و ۱۸ و ۲۵ شهریور)

فهرست منابع برای مطالعه‌ی بیشتر در جلسه‌ی سوم به اعضای کارگاه ارائه خواهد شد.

اطلاعات بیشتر و نام‌نویسی: ۰۹۱۹۳۳۹۹۱۰۵


۲. «کارگاه داستان‌نویسی (۱)» (آنلاین ــ حضوری)

«کارگاه داستان‌نویسی (۱)» برای آن دسته از علاقه‌مندان داستان‌نویسی طراحی شده است که می‌خواهند با کسب شناختی علمی از ادبیات داستانی به صورت حرفه‌ای داستان بنویسند. رویکرد این کارگاه به داستان‌نویسی مبتنی بر نظریه‌هایی ادبی و شناخت سبک‌های داستان‌نویسی در ادبیات ایران و جهان خواهد بود. در این کارگاه با مبانی نظری داستان کوتاه آشنا خواهیم شد و تعریف‌های علمی عناصر داستان را یاد می‌گیریم. این کارگاه ۱۰ جلسه‌ی ۹۰ دقیقه‌ای خواهد داشت که به صورت حضوری و آنلاین برگزار می‌شود، ولی فقط از جلسه‌ی سوم به بعد داستان‌های اعضای کارگاه پذیرفته و بحث خواهد شد. در بحث راجع به داستان‌ها، شیوه‌ی به‌کارگیری خلاقانه و هدفمندِ عناصر داستان برای القای درونمایه‌ی مورد نظر نویسنده را بررسی خواهیم کرد. این کارگاه پیش‌نیاز شرکت در «کارگاه داستان‌نویسی (۲)» است که متعاقباً با برگزیده‌ای از شرکت‌کنندگانِ کارگاه مقدماتی برگزار خواهد شد.

اطلاعات بیشتر و نام‌نویسی: ۰۹۱۹۳۳۹۹۱۰۵


برچسب‌ها: کارگاه آشنایی با روان‌کاوی, کارگاه داستان‌نویسی, کارگاه‌های دکتر پاینده
+ نوشته شده در تاریخ  شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۵   | 

چگونه از نظریه‌ی باختین و روایت‌شناسی برای نگارش رمان‌های تأمل‌انگیز استفاده کنیم

آن دسته از نویسندگان ادبیات داستانی که در پی نوشتن رمان‌های متمایز و اثرگذار هستند، اغلب می‌پرسند «چگونه می‌توان رمانی متفاوت نوشت، رمانی که موضوع و سبک نگارش آن با آنچه خواننده پیشتر در حوزه‌ی ادبیات داستانی تجربه کرده است، فرق داشته باشد؟». پاسخی که در این کارگاه به این پرسش می‌دهیم این است که نگارش رمان نومایه با استفاده‌ی خلاقانه از نظریه‌های ادبی میسّر می‌شود. هر نظریه‌ی ادبی، تعریف معیّنی از چیستی ادبیات و کارکرد آن به دست می‌دهد. پس از اشراف به نظریه‌ها، در گام بعدی باید تکنیک‌های متناسب با آن نظریه‌ها را بشناسیم و به کار ببریم تا بدین ترتیب بتوانیم به سبکی فردی در رمان‌نویسی نائل شویم.

این کارگاه چهار جلسه خواهد داشت و در آن به دو نظریه‌ی ادبی خواهیم پرداخت که عبارت‌اند از نظریه‌ی باختین درباره‌ی رمان چندصدایی و نظریه‌های روایت‌شناسی.

نکات مهم:

۱. این کارگاه برای تدریس نقد ادبی نیست. هدف این است که ببینیم رمان‌نویس زمانه‌ی ما با آگاهی از نظریه‌های ادبی چگونه می‌تواند رمان‌های تکنیکی‌تر و تأمل‌انگیزتری بنویسد و نهایتاً به سبکی فردی در رمان‌نویسی نائل شود.

۲. در این کارگاه مفاهیم پایه‌ای ادبیات داستانی توضیح داده نمی‌شوند و لازم است که اعضای کارگاه قبلاً از راه مطالعه‌ی شخصی و غیره حتماً شناخت کافی از عناصر داستان داشته باشند.

۳. هر جلسه‌ی کارگاه به مدت یک‌ساعت‌ونیم خواهد بود و چهار بخش خواهد داشت که زمان‌بندی آن به شرح زیر است:

جلسات اول و دوم:

  • ۲۰ دقیقه: شیوه‌های مختلف شروع رمان
  • ۵۰ دقیقه: توضیح درباره‌ی استفاده از نظریه‌ی باختین در رمان‌نویسی با تمرکز بر چند مفهوم کلیدی (منطق گفت‌وگویی، ناهمگونی زبانی، مفهوم «کارناوال»، رمان تک‌صدایی و چندصدایی)
  • ۱۵ دقیقه: پیشنهادهای عملی برای نوشتن یک رمان تأمل‌انگیز با استفاده از نظریه‌ی رمان چندصدایی
  • ۵ دقیقه: معرفی چند منبع

جلسات سوم و چهارم:

  • ۲۰ دقیقه: شیوه‌های مختلف شروع رمان
  • ۵۰ دقیقه: توضیح درباره‌ی استفاده از نظریه‌های روایت‌شناسی در رمان‌نویسی با تمرکز بر چند مبحث کلیدی (گونه‌شناسی راویان و منظر روایی در ادبیات داستانی، مفهوم «ضرباهنگ» در روایتگری)
  • ۱۵ دقیقه: پیشنهادهای عملی برای نوشتن یک رمان تأمل‌انگیز با استفاده از روایت‌شناسی
  • ۵ دقیقه: معرفی چند منبع

۴. در این کارگاه ارجاعاتی به رمان چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم، نوشته‌ی زویا پیرزاد، خواهیم داشت و بخش‌های کوتاهی از آن را می‌خوانیم. لذا اعضای کارگاه باید قبلاً این رمان را مطالعه کرده و هنگام برگزاری کارگاه آن را در دسترس داشته باشند.

۵. این کارگاه به صورت حضوری و آنلاین در تاریخ و زمان‌های زیر برگزار می‌شود:

  • جلسه‌ی اول و دوم، چهارشنبه ۳۱ تیرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷ الی ۱۸:۳۰ و ۱۹ الی ۲۰:۳۰
  • جلسه‌ی سوم و چهارم: چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷ الی ۱۸:۳۰ و ۱۹ الی ۲۰:۳۰

اطلاعات بیشتر و نام‌نویسی: ۰۹۱۹۳۳۹۹۱۰۵


برچسب‌ها: کارگاه داستان‌نویسی, خلاقیت در رمان‌نویسی, باختین, روایت‌شناسی
+ نوشته شده در تاریخ  شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵   | 

محمد کشاورز نخستین مجموعه از داستان‌های کوتاهش را، با عنوان «پایکوبی»، سال ۱۳۷۴ منتشر کرد. از آن زمان تاکنون، طی سه دهه فعالیت مستمر ادبی، سه مجموعه‌ی دیگر از داستان‌های کوتاه این نویسنده‌ی صاحب‌سبک، با عنوان «بلبل حلبی»، «روباه شنی» و «کلاهی که پسِ معرکه ماند»، منتشر شده‌اند. او در داستان‌هایش با نگاهی روان‌پژوهانه حیات روانی انسان‌ها را می‌کاود و با نگاهی جامعه‌پژوهانه لایه‌های ناپیدایی از فرهنگ عمومی را به نقد می‌کشد. در این کارگاه، سه داستان کوتاه را که از هر حیث ویژگی‌های جهان داستانی این نویسنده‌ی معاصر ایرانی را بازمی‌تابانند به‌تفصیل تحلیل خواهیم کرد. با این کار می‌خواهیم هم با تکنیک‌های داستان‌نویسی کشاورز آشنا شویم و هم این‌که مضامین و بُن‌مایه‌های مکرر در داستان‌های او را بشناسیم. داستان‌هایی که در این کارگاه بررسی خواهیم کرد، عبارت‌اند از:

۱. «تیغ و آینه» (از مجموعه‌ی «پایکوبی»)

۲. «هشتِ شب. میدان آرژانتین» (از مجموعه‌ی «روباه شنی»)

۳. «کلاهی که پسِ معرکه ماند» (از مجموعه‌ای به همین نام)

این کارگاه به صورت فشرده، در قالب دو جلسه‌ی پیاپیِ یک‌ساعت‌ونیمی و به صورت حضوری و آنلاین برگزار می‌شود و بخش پرسش‌وپاسخ نخواهد داشت. داوطلبان شرکت در این کارگاه حتماً باید متن کامل این سه داستان را (باز)خوانده باشند و هنگام برگزاری کارگاه در دسترس داشته باشند تا بتوانند بحث‌ها را دنبال کنند.

زمان برگزاری کارگاه: چهارشنبه ۱۰ تیرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷ الی ۱۸:۳۰ و ۱۹ الی ۲۰:۳۰

اطلاعات بیشتر و نام‌نویسی: ۰۹۱۹۳۳۹۹۱۰۵


برچسب‌ها: محمد کشاورز, داستان‌های محمد کشاورز, کارگاه‌های دکتر پاینده
+ نوشته شده در تاریخ  سه شنبه ۲ تیر ۱۴۰۵   | 

همان‌گونه که در اطلاعیه‌ی قبلی این کارگاه اشاره شد، سه شعر منتخب از فروغ فرخزاد را با رویکردهای جدید نقد ادبی و بدون مبنا قرار دادن زندگینامه‌ی شاعر تحلیل خواهیم کرد. در پاسخ به سؤال آن عده از دوستانی که پرسیده‌اند از کدام رهیافت‌های نقد ادبی استفاده خواهیم کرد، به اطلاع می‌رساند که چهارچوب نظری نقد ما از اشعار فرخزاد به شرح زیر خواهد بود:

  1. شعر «عروسک کوکی» از منظر نقد فمینیستی و اگزیستانسیالیسم
  2. شعر «ای مرز پُرگهر» با رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان
  3. شعر «آیه‌های زمینی» از منظر بینامتنیّت

این کارگاه به صورت بسیار فشرده (دو جلسه‌ی متوالی در یک روز) و به شیوه‌ی «نقد عملی» برگزار می‌شود، لذا فرصتی برای توضیح درباره‌ی مبانی نظری فمینیسم، اگزیستانسیالیسم، تحلیل انتقادی گفتمان و بینامتنیّت نداریم و تمرکزمان بر کاربرد این نظریه‌ها برای فهم اشعار فرخزاد خواهد بود. لذا به داوطلبان شرکت در این کارگاه توصیه می‌شود مطالعه و آشنایی قبلی با این نظریه‌ها داشته باشند.

اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام: ۰۹۱۹۳۳۹۹۱۰۵


برچسب‌ها: فروغ فرخزاد, نقد اشعار فروغ فرخزاد, کارگاه‌های دکتر پاینده
+ نوشته شده در تاریخ  دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵   | 

اشعار فروغ فرخزاد بیشتر از منظر احوال و احساسات شخصی او بررسی شده‌اند، با این پیش‌فرض که خودِ او در اشعارش با مخاطب سخن می‌گوید. به همین منوال، نقدهای نوشته‌شده بر اشعار فرخزاد نیز عمدتاً بر نگرش زنانه‌ی او تمرکز کرده‌اند. در این کارگاه قصد داریم سه شعر مهم از منظومه‌ی «تولدی دیگر» را از منظری متفاوت و با رهیافتی برآمده از نظریه‌های جدید نقد ادبی تحلیل کنیم. مطابق با این نظریه‌ها، بین صدایی که در شعر می‌شنویم (اصطلاحاً «سخنگوی شعر»، برابر با «راوی داستان» در ادبیات داستانی) و شخص فروغ فرخزاد تمایز می‌گذاریم و هدف‌مان نه یافتن ردپای زندگی شخصی او، بلکه تحلیل گفتمان‌های اجتماعی بازتاب‌یافته در این اشعار خواهد بود. این سه شعر عبارت‌اند از: «عروسک کوکی»، «ای مرز پُرگهر» و «آیه‌های زمینی». این کارگاه به صورت فشرده و در قالب دو جلسه‌ی پیاپیِ یک‌ساعت‌ونیمی برگزار، به صورت حضوری و آنلاین برگزار می‌شود و بخش پرسش‌وپاسخ نخواهد داشت.

زمان: ساعت ۱۶:۳۰ الی ۱۸ و ۱۸:۳۰ الی ۲۰

علاقه‌مندان می‌توانند برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام با شماره‌ی ۰۹۱۹۳۳۹۹۱۰۵ تماس بگیرند.


برچسب‌ها: فروغ فرخزاد, نقد اشعار فروغ فرخزاد, کارگاه‌های دکتر پاینده
+ نوشته شده در تاریخ  جمعه ۲۲ خرداد ۱۴۰۵   | 

روایت‌شناسی (اصطلاحی که نظریه‌پرداز فرانسویِ بلغاری‌تبار تزوتان تودوروف در سال ۱۹۶۹ ابداع کرد) عنوانی است که به مطالعه‌ی ساختارگرایانه‌ی روایت اطلاق می‌شود. هدف روایت‌شناسی تشخیص عناصر روایت و تبیین کارکرد معناسازانه‌ی آن عناصر در ساختار انواع روایت است. کارگاه «نقد ادبی با رویکرد روایت‌شناسی (۱)» به منظور معرفی بنیان‌های نظری روایت‌شناسی در نقد ادبی جدید و کسب مهارت عملی در نقد روایت‌شناختی برگزار می‌شود. مدت کارگاه ۸ جلسه‌ی یک ساعت و چهل دقیقه‌ای خواهد بود و در آن علاوه بر بحث پیرامون اصول و مفاهیم بنیادی روایت‌شناسی، کاربرد این مفاهیم در نقد عملی داستان تمرین خواهد شد. جلسه‌ی اولِ این کارگاه به تاریخچه‌ی روایت‌شناسی اختصاص دارد و در جلسه‌ی دوم و سوم با تعاریف مفهوم «روایت» آشنا می‌شویم؛ در پنج جلسه‌ی بعدی چهار نظریه‌ی مهم روایت‌شناسی معرفی خواهند شد که عبارت‌اند از نظریه‌های ارسطو، پراپ، ژنت و بارت. این کارگاه، هم برای علاقه‌مندان به نقد ادبی طراحی شده است و هم برای داستان‌نویسان نوجویی که مایل‌اند از راه آشنایی با نظریه‌های روایت به غنای داستان‌های خود بیفزایند.

این کارگاه بر اساس کتاب «نقد ادبی با رویکرد روایت‌شناسی» برگزار خواهد شد (انتشارات نیلوفر، ۱۴۰۱) و مطابق با برنامه‌ی تنظیم‌شده، در طول این دوره‌ی آموزشی مقدمه‌ی مفصل مترجم به‌علاوه‌ی فصل‌های اول و ششم را کار خواهیم کرد. اعضای کارگاه می‌بایست هر هفته بخشی از مطالب کتاب را که از قبل مشخص می‌شود بخوانند تا بتوانیم در کارگاه مطالبی افزون بر آنچه در کتاب آمده است را مطرح و به‌طور جمعی به بحث بگذاریم. از همه‌ی اعضای کارگاه انتظار می‌رود که در بحث‌های جمعی، اعم از نظری و نقد عملی، مشارکت کنند.

این کارگاه روزهای چهارشنبه از ساعت ۱۶ تا ۱۷:۴۰ تشکیل می‌شود. علاقه‌مندان می‌توانند برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام با شماره‌ی ۰۹۱۹۳۳۹۹۱۰۵ تماس بگیرند.


برچسب‌ها: روایت‌شناسی, کارگاه آشنایی با روایت‌شناسی, نقد ادبی روایت‌شناختی, کارگاه‌های دکتر پاینده
+ نوشته شده در تاریخ  شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴   | 

رمان مدرن در دوره‌ای به وجود آمد که اندیشه‌های جدید در فلسفه و علم، نگرش انسان به خویشتن و جهان پیرامونش را به‌کلی دگرگون کرده بود. عطف توجه از واقعیت برون‌ذهنی به واقعیت درون‌ذهنی، از جمله ویژگی‌های مهم رمان مدرن است که در تکنیک‌هایی مانند سیلان ذهن و تداعی و همچنین ساختار دَوَرانی متبلور می‌شود. هدف از برگزاری کارگاه «چگونه رمان مدرن بخوانیم/ فیلم مدرن تماشا کنیم »، نقد عملی یک رمان برجسته‌ی مدرن از ادبیات جهان و مقایسه‌اش با نسخه‌ی فیلمی ساخته‌شده بر اساس آن است. با این کار می‌خواهیم هم مهارت‌های تحلیلی‌مان در خوانش نقادانه‌ی رمان مدرن را تقویت کنیم و هم این‌که رابطه‌ی رمان مدرن با سینما را از منظری نو بکاویم. این دوره به‌ویژه برای پژوهشگران و علاقه‌مندانی طراحی شده است که در رشته‌ی تحصیلی خود درسی درباره‌ی مدرنیسم ادبی یا اقتباس سینمایی از ادبیات نگذرانده‌اند، اما مایل‌اند با این مباحث آشنا شوند. این دوره همچنین با این هدف طراحی شده است که نسل جدیدی از منتقدان ادبیات داستانی تربیت شوند که بتوانند در مطبوعات مقالاتی روشمند در بررسی رمان‌ها و فیلم‌های مدرن بنویسند.

این کارگاه در ۱۲ جلسه (هر هفته دو جلسه، روزهای یکشنبه و سه‌شنبه) و به‌طور آنلاین برگزار می‌شود. شش جلسه‌ی نخست به تحلیل رمان «بازمانده‌ی روز» نوشته‌ی کازوئو ایشی‌گورو (ترجمه‌ی زنده‌یاد نجف دریابندری، نشر کارنامه) و شش جلسه‌ی بعدی به تحلیل فیلم «بازمانده‌ی روز» به کارگردانی جیمز آیوری اختصاص دارد.

اطلاعات بیشتر و نام‌نویسی: ۰۹۱۹۳۳۹۹۱۰۵


برچسب‌ها: رمان مدرن, فیلم مدرن, نقد رمان مدرن, نقد فیلم مدرن
+ نوشته شده در تاریخ  پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۴   | 

انتشارات مروارید کتاب گشودن رمان: رمان ایران در پرتو نظریه و نقد ادبی را برای هشتمین بار منتشر کرد. همهی فصلهای کتاب با پیروی از روششناسی واحدی نوشته شدهاند که عبارت است از: الف. شروع فصل با یک مبحث نظری در نقد ادبی؛ ب. تحلیل مشروح صحنهی آغازین یک رمان بر اساس مبحث نظریِ مطرحشده؛ و پ. نقد آن رمان با برقراری پیوند بین صحنهی آغازین و سایر بخشها. خواننده علاوه بر آشنایی با مفاهیم نقد رمان، با نحوهی کاربرد آن مفاهیم در نقد عملی ده رمان برجستهی ایرانی آشنا میشود. کاربردپذیری این روش همچنین با نقد یک داستان کوتاه و یک فیلم سینمایی نشان داده شده است. به منظور آسانتر کردن فهم مطالب تئوریک، نویسنده یکصد اصطلاح پُرکاربرد نقد رمان را در پایان کتاب توضیح داده است. مباحث نظریِ کتاب مطالب گوناگونی را در بر میگیرد، از بحث در خصوص کارکرد و شیوهی تحلیل عناصر رمان مانند شخصیت، منظر روایی، کشمکش، حالوهوا و امثال آن گرفته، تا مباحث نظریههای ادبی دربارهی بینامتنیّت، مرگ مؤلف، روایتشناسی، پسامدرنیسم و غیره.

علاقه‌مندان می‌توانند این کتاب را از فروشگاه اینترنتی انتشارات مروارید تهیه کنند.


برچسب‌ها: گشودرن رمان, نقد رمان, نقد رمان‌های ایرانی, کتاب‌های دکتر پاینده
+ نوشته شده در تاریخ  پنجشنبه ۶ آذر ۱۴۰۴   | 

صادق امروز

مهران عشریه

«مروت گم‌بودن است و در خود زیستن.»
صد میدان، خواجه عبدالله انصاری

این آخرین نوشته ام را میتوانید در پایان همه ی داستانهایم قرار دهید . با خاندن هر داستان از من و این نوشته میفهمین هدایت زمانه منم ... درست‌ تر بگم از صادق هدایت بهتر نباشم او در لِولی با متنهای من ارز اندام می‌کند.فکر میکنید بهتان دروغ می گویم ؟ کشمکش یکی از عناصر داستان است بله! اما شما را در کشمکشی انداخته ام تا بین من و هدایت یکی را انتخاب کنین؟ نه !!! در اصل موضوع من و صادق هیچ تفاوتی با هم نداریم جز یک چیز : من صد سال بعداز این شاهزاده قاجاری داستان نویسم. باور نمیکنین ؟! اصبات می کنم ...

من و صادق هر دو ۲۸بهمن به دنیا اومدیم یکی ۱۲۸۱من ۱۳۸۱. وی ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ مُرد من اگر اتفاقی نیفتد به اهتمال زیاد در همین ۱۹ فروردین ۱۴۳۰. رویم آزمایش کنین!! تا حالا لب به گوشت نزده ام. هدایت فقط شانس بیشتری نسبت به من داشت وگرنه من حتا بیشتر از او نوشته ام . دوستم سه رمان نوشت من چهار تا: جغد نابینا- مشدی آقا- توپ زمردی و جغد نابینا۲. او ۵ مجموعه داستان به اصتلاح کوتاه دارد که جمعن با داستانهای پراکنده اش ۴۲ تا می شود. من دقیق ۸۴ داستان کوتاه تکنیکی نوشته ام که به ۷ مجموعه داستان تبدیل شده است : عرعر نایاب- سگ خانگی- نور تاریک- الویه‌خانم- سه قطره شربت آلبالو- مرده ی کور- هر بعداز ظهر توی کافه نادری. از سفرنامه ها نمایشنامه ها و پژوهش ها نگویم که اخلاق حکم میکنه توی میدان بازی رعایت آنکه سنش بزرگ تر از منه بکنم. از طرفی ایجاز یکی از عناصر داستان است و نمیخواهم با کش دارکردن این موضوع مهارت نویسندگی ام را زیر سوال ببرم . جای تعجبم این است که شنیده ام این نویسنده ی سورئالیسمی به حکومت ظالم پهلوی علاقمند بوده.چرا باید تا هند برود برای ترجمه کتابهایی به زبان این حکومت ذاله؟ اگر من در دوران او میزیستم - توی گروه پیشگامان داستان نویسی نوین ایرانی - از من نام برده میشد نه او. من در مهد زبان فارسی ماندم و به جای اینکه به کشور پرتی سفر کنم تمام کتابهای سنگین و دیرفهم مساجد و پایگاه های بسیج مردمی را برای مردم به زبان شیوا و رسا دوباره نوشتم. تأثیر کدام هنرمند بیشتر است؟ کسی که دور از وطن با تیترهای اجق‌وجق کتابها میخواد سری در سرها دربیاورد یا آنکه نوشته هایش در دل خانه های مقدس مردم نفوذ میکند ؟؟

مطمعنم تا حالا به این نتیجه رسیده اید که هدایت امروز منم. همین حالا هم من را نیم نگاهی میکردید می گفتین حق با من است .. با این عینک کلفت گرد- کلاه شاپو- موهای ژل زده رو به عقب و سیبیل مسواکی. میگویم مسواکی چون برعکس صادق از هیتلر متنفرم. فقط دو مورد دیگر را عرض کنم تا با خیال راحت خودم را اصبات کرده باشم و تمام . در یک آیتم به هدایت حسودی میکنم.... وی شکست عشقی خورد و بار اول خودکشی اش خودش را انداخت توی رودخانه ی پاریسی!! من هرچه کردم توی عشق شکست بخورم نشد . به هر دختری نذر کردم به من راه داد... ریلیشن هایم همان ده دقیقه اول می شکفت. شنیده بودم صادق یک عشق اسیری هم داشت. طبیعتن عشق اسیری من بهتر از هدایت از آب درمی آید. اصلن جوری در رمان جغد نابینایم از عشقم به زنی در زندان دراکولا نوشته ام که دل هرکسی را آب میکند .. برای همین به خاطر نرسیدن و ندیدن عشق اسیری ام خودکشی اولم را در رودخانه دارآباد انجام دادم اما چون آب نداشت نمردم

مورد آخر : کتاب ها و متنهایم همه در چمدان و روی میز چیده شده اند . با خاندن این نوشته و پیداکردن متنهایم کنار خودم میفهمین تمام حرفهایم بی هیچ قرضی درست بوده است. خاستم کلمه های این یاداشت را حتمن در پاریس بنویسم نشد. به سراغ وین- آندلس- شانگهای- مسکو- سنتیاگو برنابئو- سوئد- کانادا- یوونتوس و لندن رفتم.. نشد. یادآور شدم که تفاوتم با هدایت عنصر زمان زندگی است .. ویزای هیچکدام از این شهرها را نتوانستم بگیرم. برای همین با باس به ایروان آمده ام. خیلی گشتم اتاقی پیدا کنم تا همه ی ملافه و تشک و متکا و پارچه های رختخوابش سفید یکدست باشد. مکان یکی از عناصر داستان است... هتلی نبود که در آن بتوان شیر گاز را باز گذاشت و خوابید . بالخره سوییتی سی متری پیدا کردم که صاحبش یک پیرزن کافر و نچسب است. ۳۲۰۰۰ درام اجاره اش کردم. هم گازش را می توانم باز بگذارم هم پنجره هایش کیپ میشوند هم نرمی تشک سفیدش جوری است که بعد از بلندکردنم جای تن سنگینم روی ملافه ی سفیدش خودنمایی کند. من را از فردا بعد از خواندن این نوشته و متن‌های کنار دستم خواهید شناخت. کاش بودم و نام و نام خانوادگی خودم را کنار نویسندگان برتر تاریخ ادبیات ایران میدیدم. حالا مسیر ادبیات را به شما میسپارم.من را در قبرستان پانتئون کمیتاس ایروان دفن کنین..

خدانگه دار ...

بعد التهریر ( تازه گاز را روشن کرده ام تا بعداز نوشتن آخرین وصیت به روی تخت بخوابم:) ختاب به دوستان و طرفداران آینده ام : تعداد زیادی داستان های پراکنده ام در کشوی وسطی میز تهریرم کف کمدم و زیر فرش اتاقم در ایران موجود است. به خاطر سنگینی بار سفر با خود نیاورده ام . اجازه می دهم آنها را در مجموعه جداگانه ای چاپ کنین ..

نگاهی به داستان «صادق امروز»

راوی هر داستانی، واسطه‌ای است بین خواننده و جهان آن داستان. همه‌ی آنچه درباره‌ی شخصیت‌ها و رویدادهای داستان درمی‌یابیم صرفاً از مجرای گفتار راوی برای‌مان ممکن می‌شود. راویان داستان‌های کلاسیک غالباً سوم‌شخص و دانا بودند، خواه دانای کل و خواه دانای محدود. آن‌ها مرجع قابل‌اعتمادی برای فهم داستان محسوب می‌شدند، زیرا همه‌چیز را می‌دانستند و با ذکر جزئیات برای خواننده بازمی‌گفتند: از زمان و مکان رویدادها گرفته تا امیال و احساسات درونی شخصیت‌ها. به‌مرور زمان و با پیچیده‌تر شدن تکنیک‌های روایتگری، داستان‌نویسان از راویانی استفاده کردند که بیشتر نظاره‌گر بودند تا مفسّر. این راویان را اصطلاحاً «هویت‌زدوده» می‌نامیم زیرا آن‌ها می‌کوشند عقاید و قضاوت‌های شخصی خودشان را ابراز نکنند. آن‌ها مانند دوربینی عمل می‌کردند که کنش‌ها و گفتار شخصیت‌ها را ضبط می‌کند و برای خواننده به نمایش می‌گذارد. این دسته از راویان ــ که می‌توانستند سوم‌شخص یا اول‌شخص باشند ــ درباره‌ی رویدادها اظهار نظر نمی‌کردند و انگیزه‌ها و احوال باطنی شخصیت‌ها را توضیح نمی‌دادند تا بدین ترتیب نقش خودشان را به ناظر کاهش دهند. متعاقباً برخی از داستان‌نویسان از راویان موسوم به «جایزالخطا» استفاده کردند. راوی جایز‌الخطا که غالباً یکی از شخصیت‌های داستان است، رفتار سایر شخصیت‌ها را مطابق با باورهای خودش ارزیابی می‌کند، اما خواننده‌ی نکته‌سنج درمی‌یابد که ارزیابی‌های او لزوماً درست نیستند. چنین راوی‌ای ممکن است از درک زوایای پنهان امور عاجز باشد و لذا قضاوت‌هایش مقرون به صحّت نباشند. یا ممکن است ارزش‌داوری‌های او آمیخته به اغراض و منافع شخصی باشند (حتی بی آن‌که خودِ او از این آمیختگی آگاهی داشته باشد) که در این صورت نیز خوانند باید گفتار راوی را با احتیاط و احتمال نادرست بودن در نظر بگیرد.

انواع سه‌گانه‌ی راوی که در بند قبلی توضیح دادیم، از دانا تا هویت‌زدوده و جایزالخطا، نشان‌دهنده‌ی تحول تدریجی‌ای است که به‌مرور نقش خواننده را برجسته‌تر می‌کند. داستان‌نویسان ادوار گذشته تمایل داشتند از جایگاه حکیمی دانا داستان‌های‌شان را روایت کنند و خواننده را در جایگاه دریافت‌کننده‌ی حکمتی قرار دهند که از طریق داستان ابلاغ می‌شد. داستان‌نویسان عصر جدید راه و روش متفاوتی در پیش گرفتند: آن‌ها می‌خواستند خواننده مصرف‌کننده‌ی منفعلِ اطلاعات نباشد بلکه نقش فعالانه‌تری در کشف و فهم چندوچونِ رویدادها و جنبه‌های ناپیدای شخصیت‌ها ایفا کند. ادامه‌ی این روند به شکل‌گیری گونه‌ی متأخرتری از راویان انجامید که می‌توانیم آن‌ها را «راویان بلاهت‌زده» بنامیم. راوی بلاهت‌زده گزاره‌های احمقانه‌ای مطرح می‌کند ولی تصور خودش این است که فیلسوف‌مآبانه سخن گفته است، درکی به‌غایت سطحی از وقایع دارد اما گمان می‌کند دانشور و نکته‌سنج است، خودش را حکیم می‌پندارد حال آن‌که گفته‌هایش نشانه‌ی متقنی از جهالت اوست، و … . لحن راوی بلاهت‌زده بسیار قاطعانه است. او به‌قدری به ادراک خود اطمینان دارد که همواره حکم می‌دهد و داوری می‌کند.

راوی داستان «صادق امروز» نمونه‌ی تمام‌عیاری از راویان بلاهت‌زده است. او خود را نویسنده‌ای بزرگ و شایسته‌ی منزلتی حتی والامرتبه‌تر از صادق هدایت می‌پندارد («درست‌ تر بگم از صادق هدایت بهتر نباشم او در لِولی با متنهای من ارز اندام می‌کند.»)، اما اندکی دقت در گفتار این راوی نشان می‌دهد که هیچ درکی از چیستی ادبیات ندارد و صرفاً به شهرت می‌اندیشد. او در حالی از هماوردی ادبی با صادق هدایت دم می‌زند که از سواد متعارف (در حد کسی که دوره‌ی دبیرستان را گذرانده باشد) هم برخوردار نیست. اغلاط متعدد دیکته‌ای و دستوری در روایت او حکایت از این دارند که حتی در حد فردی عامّی هم مطالعه و آگاهی ندارد. در واقع، با اندکی دقت در روایت این راوی درمی‌یابیم که یگانه مشغله‌ی فکری او عبارت است از اثبات این‌که چیزی از صادق هدایت کمتر ندارد. به این منظور، او بلاهت‌وار بیشتر بودن تعداد داستان‌هایش را دلیلی بر مقام شامخ خودش در مقایسه با هدایت می‌داند («او ۵ مجموعه داستان به اصتلاح کوتاه دارد که جمعن با داستانهای پراکنده اش ۴۲ تا می شود. من دقیق ۸۴ داستان کوتاه تکنیکی نوشته ام که به ۷ مجموعه داستان تبدیل شده است»)، یا تاریخ تولد خودش را با تاریخ تولد هدایت مقایسه می‌کند («من و صادق هر دو ۲۸ بهمن به دنیا اومدیم یکی ۱۲۸۱ من ۱۳۸۱.»). تمام همّ‌وغمِ این شبه‌نویسنده‌ی ناکام این بوده است که او را همچون ــ و حتی بیشتر از ــ صادق هدایت نویسنده‌ای بزرگ و درخور ستایش بپندارند. لذا عنوان داستان‌هایش هم تقلید هجوگونه‌ای از عناوین آثار صادق هدایت است («عرعر نایاب- سگ خانگی- نور تاریک- الویه‌خانم- سه قطره شربت آلبالو- مرده ی کور»). این شبه‌نویسنده‌ی شکست‌خورده که می‌بیند اهالی ادبیات او را جدی نگرفته‌اند و جایگاهی برایش قائل نیستند، نهایتاً به این نتیجه می‌رسد که اگر همچون صادق هدایت در اتاق هتلی دست به خودکشی بزند، دیگر از هر حیث هدایتِ زمانه‌ی ما محسوب خواهد شد. به همین سبب، پس از ناکامی در اخذ ویزا کشوری اروپایی، در تقلیدی تمسخرآمیز از خودکشی هدایت به شهر ایروان در ارمنستان می‌رود تا در آن‌جا خودکشی کند.

دلیل اصلی جذاب و خواندنی بودنِ این داستان چیست؟ کاربرد کدام تکنیک در داستان‌نویسی باعث شده است که خواننده نتواند بدون تمام کردن داستان آن را زمین بگذارد؟ به این پرسش دو پاسخ می‌توان داد:

۱. انتخاب راوی بلاهت‌زده باعث ایجاد آیرونی در داستان شده است. راوی گمان می‌کند در داستان‌نویسی باید از جایگاهی همطراز و بلکه بالاتر از صادق هدایت برخوردار باشد، اما روایت بلاهت‌بار او این تصور را باطل می‌کند و درست برعکسِ آن را به ذهن خواننده القا می‌کند. راوی با قاطعیتی خلل‌ناپذیر دلایل برتری خود بر صادق هدایت را یک‌به‌یک برمی‌شمرد، غافل از این‌که گفتار او دقیقاً باطل‌کننده‌ی تمام گزاره‌های اوست. گفته‌های او اگر فقط یک موضوع را ثابت کنند، آن موضوع یقیناً این است که راوی به خودشیفتگی مزمنی مبتلاست که نهایتاً به خودویرانگری او نیز می‌انجامد. اگر همین داستان را راوی سوم‌شخص دانا یا حتی اول شخص ناظر (شخصیتی دیگر در داستان) روایت می‌کرد، این آیرونی ایجاد نمی‌شد و داستان کشش و جذابیت کنونی‌اش را نمی‌داشت.

۲. این داستان نسبتی با واقعیت دارد. هر داستانی، به هر سبکی، خواه پیشامدرن یا مدرن یا پسامدرن، باید نسبتی با واقعیت زیسته و آشنا برای خواننده داشته باشد. در غیر این صورت، داستان نمی‌تواند با سپهر اندیشگانی خواننده ارتباطی برقرار کند و نهایتاً خواننده آن را به تجربه‌های زیسته‌اش بی‌ربط قلمداد می‌کند و لذا به فراموشی می‌سپارد. برای یافتن ربط داستان «صادق امروز» به واقعیت‌های آشنا در فضای ادبی و هنری جامعه‌ی ایرانی، می‌توان پرسید: چقدر برخورده‌ایم به کسانی که به منظور نیل به شهرت فقط می‌توانند از شخصی مشهور تقلید کنند؟ تقلید آنان (مثلاً در مجلدها یا عناوین کتاب‌های‌شان) از اشخاص صاحب‌تفکر و اثرگذار مبیّن چیست؟ راوی داستان «صادق امروز»، در عین بلاهت (و شاید باید گفت دقیقاً به سبب بلاهتش) متناقض‌نما (پارادوکس) عجیبی را برملا می‌کند: این قبیل اشخاص بی‌مایه که فقط در پی کسب شهرت به هر بهایی هستند، از یک سو اهمیت خود را مرهون مقایسه با بزرگان می‌دانند و از سوی دیگر برای اثبات این‌که چیزی کمتر از آن بزرگان ندارند، متوسل به ترور شخصیت آنان می‌شوند. راوی این داستان خودش را در مقایسه با صادق هدایت تعریف می‌کند، اما از سوی دیگر هدایت را «شاهزاده‌ی قاجاری» می‌نامد که برای خوش‌خدمتی به خانواده‌ی پهلوی به هند رفت و کتاب‌هایی را از زبان پهلوی به فارسی معاصر ترجمه کرد. به ادعای او، هدایت کسی است که «با تیترهای اجق‌وجق کتابها میخواد سری در سرها دربیاورد»، غافل از این‌که این اتهام ناروا فقط ویژگی خود او را برملا می‌کند. آیرونی دیگر داستان «صادق امروز» در این است که ترور شخصیت صادق هدایت به دست راوی بلاهت‌زده‌ی این داستان نهایتاً به مرگ خودِ او می‌انجامد، در حالی که صادق هدایت حتی پس از مرگش هنوز در نزد خوانندگان اندیشه‌ورز حَیّ‌وحاضر و به تعبیری زنده است.

اوج حسادت این راوی بلاهت‌زده را در «بعدالتهریر» او بر نوشته‌اش می‌توان دید: او از «دوستان و طرفداران آینده‌اش» می‌خواهد که پس از خودکشی‌اش، داستان‌های چاپ‌نشده‌ی او را که «در کشوی وسطی میز تهریرم کف کمدم و زیر فرش اتاقم در ایران موجود است» جمع‌آوری کنند و در کتابی مانند کتاب صادق هدایت با عنوان «نوشته‌های پراکنده» منتشر کنند. اکنون به کارکرد معناآفرینِ سرلوحه‌ی این داستان پی می‌بریم، که نقل‌قولی است از رساله‌ی عرفانی خواجه عبدالله انصاری با عنوان صد میدان: «مروت گم بودن است و در خود زیستن.» این سرلوحه اشارتی موجز به درونمایه‌ای است که با استفاده از طنز و آیرونی در این داستان القا می‌شود: بارزترین نشانه‌ی دانستگی، تواضع و دوری از شهرت‌های خودشیفتگی‌آور است.


برچسب‌ها: کارگاه داستان‌نویسی, مهران عشریه, تجربیاتی در داستان‌نویسی, کارگاه داستان‌نویسی دکتر پاینده
+ نوشته شده در تاریخ  دوشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۴   | 

کاربرد روان‌کاوی در نقد ادبی دربرگیرنده‌ی هفت تک‌نگاری و نوشتار از زیگموند فروید، بنیان‌گذار نظریه‌ی روان‌کاوی، در خوانش نقادانه‌ی متون ادبی است. فروید از مفاهیمی که خود در روان‌کاوی نظریه‌پردازی کرده است برای تحلیل متون ادبی بهره می‌گیرد، اما متقابلاً از ادبیات هم برای تبیین مفاهیم روان‌کاوانه استفاده می‌کند. وی در تبیین رابطه‌ی همکارانه‌ی ادیبان و روان‌درمانگران چنین می‌نویسد: «نویسنده‌ی آفرینشگر نمی‌تواند از آنچه به حوزه‌ی کار روان‌پزشک مربوط می‌شود اجتناب کند، همان‌گونه که روان‌پزشک هم نمی‌تواند به قلمرو نویسنده‌ی آفرینشگر وارد نشود. بررسی موضوعات روان‌پزشکی در ادبیات می‌تواند درست باشد، بی آن‌که ذره‌ای از جنبه‌ی زیبایی‌شناختیِ متون ادبی کاسته شود.»

مجموعه‌ای از آثار فروید در نقد ادبی که ترجمه‌ی فارسی‌شان در این کتاب ارائه شده است، سپهر اندیشگانیِ او درباره‌ی چیستی آفرینش هنری و ادبی را به خواننده می‌شناساند. این تک‌نگاری‌ها و مقالات همچنین نمونه‌هایی دست‌اول از کاربرد رویکرد روان‌کاوانه‌ی کلاسیک در نقد ادبی محسوب می‌شوند و می‌توانند راهگشای پژوهشگران این حوزه باشند. مترجم با افزودن مقدمه‌ای مشروح کوشیده است تا برخی از بنیانی‌ترین مفاهیم نظریه‌ی روان‌کاوی را که دانستن‌شان پیش‌شرط فهم آثار فروید درباره‌ی ادبیات و هنر است، معرفی کند تا مطالعه‌ی این کتاب برای خواننده راحت‌تر شود.

علاقه‌مندان می‌توانند این کتاب را از «کتابفروشی آنلاین انتشارات مروارید» تهیه کنند.


برچسب‌ها: نقد روان‌کاوانه, نقد ادبی روان‌کاوانه, زیگموند فروید, کتاب‌های دکتر پاینده
+ نوشته شده در تاریخ  سه شنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۴   |