حسین پاینده

منوی اصلی
آرشیو موضوعی
آرشیو ماهانه
تازه‌ترین مطالب
پیوندهای روزانه
پیوندها
امکانات
 RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Google


در اين سايت
در كل اينترنت

اشاره:

آنچه در پی می‌آید، متن مصاحبه‌ی دکتر هدایت علوی‌تبار (دانشیار فلسفه‌ی غرب در دانشگاه علامه طباطبائی) درباره‌ی وضعیت پایان‌نامه‌های علوم انسانی در دانشگاه‌های ایران است که در روزنامه‌ی دنیای اقتصاد (به تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۹۵) منتشر شد. شاید در نگاه اول کمی تعجب‌آور باشد که استادی متخصص در فلسفه با نشریه‌ای گفت‌وگو کند که، دست‌کم به دلیل عنوانش، نامرتبط با حوزه‌ی تخصصی او به نظر می‌رسد. اما در توضیح باید گفت که اولاً روزنامه‌ی دنیای اقتصاد، برخلاف آنچه از عنوانش برمی‌آید، صرفاً به موضوعات اقتصادی نمی‌پردازد بلکه نگاهی هم به مسائل فرهنگی و اجتماعی دارد؛ ثانیاً، همان‌طور که خودِ دکتر علوی‌تبار نیز در این مصاحبه اشاره می‌کند، پایان‌نامه‌نویسی در دانشگاه‌های ما اکنون به فعالیتی اقتصادی تبدیل شده است: هم برای برخی از استادانی که هیچ تخصص و دانشی در زمینه‌ی موضوع پایان‌نامه‌ی دانشجو ندارند اما به راحتی راهنمایی آن را به عهده می‌گیرند، و هم برای صنف جدیدی به نام «پایان‌نامه‌نویسان». این صنف از اشخاصی تشکیل شده است که به طور حرفه‌ای در زمینه‌های مختلف علوم انسانی برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی پایان‌نامه‌ی فوق‌لیسانس و رساله‌ی دکتری می‌نویسند و از این راه کسب درآمد می‌کنند. موازی با این اشخاص، که به گمانم افراد کتاب‌خوانده و بسیار مطلعی هستند، انواع‌واقسام مؤسسات شبه‌پژوهشی هم به طور آشکار به کار سرقت علمی و دست‌وپا کردن پایان‌نامه اشتغال دارند (اشتغال به مفهوم لغوی کلمه؛ به عبارت دیگر، سرقت علمی، حرفه‌ی تخصصی این مؤسسات است). اطلاعیه‌ها و «دادزن‌های» این مؤسسات را در خیابان انقلاب، مقابل دانشگاه تهران، می‌توانید ببینید. این مؤسسات همچنین روی دیوار دانشکده‌ها و ساختمان‌های اطراف دانشگاه‌ها و حتی روی کف پیاده‌رو، تبلیغات‌شان را می‌نویسند و ظاهراً از پیگیرد قانونی هراسی ندارند (شاید به این سبب که مدیران دانشکده‌ها دستور نمی‌دهند که دست‌کم پوسترهای تبلیغی این قبیل مؤسسات از دیوارهای دانشکده برداشته شود یا نوشته‌های مشابهِ بزرگ روی دیوارها یا روی کف پیادروها را پاک کنند). این فعالیت ضدعلمی و غیرقانونی برای کسانی که به هر شکل در آن دخیل هستند، سود هنگفتی هم دارد. گردش مالی در این حوزه یقیناً جزو فعالیت‌های کاذب اقتصادی محسوب می‌شود و برای کشور و جامعه‌ی ما چیزی جز ضرر و زیان به دنبال ندارد. در این وضعیت، اکثر اعضای هیأت علمی در باره‌ی این موضوع سکوت پیشه کرده‌اند. سرقت علمی، آن هم به شکل رسمی (خرید پایان‌نامه)، هیچ سنخیتی با فعالیت‌های علمی و پژوهشی ندارد، اما شگفتا که این مؤسسات حتی برای مقالات موسوم به «علمی‌ـ‌پژوهشی» هم سفارش قبول می‌کنند. این شاید به صحنه‌ای در یک رمان یا فیلمی سوررئالیستی شباهت داشته باشد که کسی با تلفن، یا از طریق سایت اینترنتی، هم پیتزا سفارش بدهد و هم یک رساله‌ی دکتری. این واقعیت‌های تلخ را اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها می‌دانند، اما برخی از ایشان در همدستی با «صنفی» که پیشتر اشاره شد، بر این فعالیت ضدعلمی چشم می‌بندند تا از منافع مادیِ کلانِ راهنمایی و مشاوره و داوریِ همین پایان‌نامه‌ها و رساله‌های سرتاپا سرقتی منتفع شوند. البته در میان اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها یقیناً اشخاص عالِم و پژوهشگری هم هستند که به سبب برخورداری از شرافتی علمی و با هدف اعتلای کشور و جامعه‌ی خود، از سهیم شدن در این جریان ضدعلمی خودداری می‌کنند. همه‌ی کسانی که خواهان سربلندی کشور خود هستند، به هر نحو ممکن باید با فعالیت‌های غیرقانونی مؤسساتی که رسماً پایان‌نامه و رساله می‌فروشند مقابله کنند. بازنشر مصاحبه‌ی دکتر علوی‌تبار که ابعادی از این جریان فاسد و حتی می‌توان گفت ضدملی را باز می‌کند، با همین هدف صورت می‌گیرد.


پیش از آنکه وارد بحث آسیب شناسی شویم، شاید بهتر باشد در رابطه با ماهیت پایان‌نامه پرسش کنیم، اساسا نقش، جایگاه و اهمیت نگارش پایان‌نامه در نظام آموزش عالی کجا است؟

http://s8.picofile.com/file/8274246792/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1_%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%88%DB%8C%E2%80%8C%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B1_%DB%B2.jpg

دکتر علوی‌تبار:‌ ابتدا باید اشاره کنم که پرداختن روزنامه «دنیای اقتصاد» به موضوع پایان‌نامه کاملا مناسب و به‌جا است، زیرا امروزه در کشور ما پایان‌نامه بیش از آنکه فعالیتی علمی باشد فعالیتی اقتصادی است. اما در پاسخ به این پرسش باید بگویم بخشی از نظام دانشگاه ما به آموزش اختصاص دارد. در این بخش استادان مطالبی را در کلاس به دانشجویان می‌آموزند اما از آنجا که واحدهای دانشگاه محدود است و این واحدها نیز در نیمسال‌هایی ارائه می‌شوند که از لحاظ زمانی محدود هستند اگر قرار باشد دانشجو به آنچه در کلاس آموزش داده می‌شود اکتفا کند مطلب چندانی عایدش نمی‌شود. به همین دلیل است که استادان در کلاس‌های خود به دانشجویان تحقیق می‌دهند و دانشجویان تحصیلات تکمیلی ملزم هستند برای فارغ‌التحصیل شدن پایان‌نامه بنویسند. بنابراین هدف از نگارش تحقیق یا پایان‌نامه این است که دانشجویان با منابع آشنا شوند و به تدریج توانایی استنباط مطلب را از منابع گوناگون به دست آورند. در این صورت آنان می‌توانند از طریق پژوهش به مطالبی که در کلاس درس آموخته‌اند بیفزایند.

انتظاری که معمولا از یک دانشجو درون نظام آموزشی در رابطه با نگارش پایان‌نامه وجود دارد چیست و دانشگاه چه امکاناتی را در این رابطه در اختیار او قرار می‌دهد؟

دکتر علوی‌تبار:‌ انتظار نظام آموزشی مشخص است. نظام آموزشی مایل است که دانشجو پایان‌نامه‌ای با کیفیت مطلوب ارائه دهد. اما باید دید امکاناتی که در اختیار دانشجو قرار می‌دهیم متناسب با انتظاراتی که از او داریم هست یا نه. امکاناتی که در ایران در اختیار دانشجو قرار می‌گیرد واقعا محدود است. این امکانات در حد استفاده از کتابخانه دانشگاه و از طریق طرح غدیر، استفاده از کتابخانه سایر دانشگاه‌ها است. با توجه به اینکه بیشتر منابع برای نگارش پایان‌نامه (به ویژه پایان‌نامه دکترا) به زبان خارجی است و بسیاری از آنها در کتابخانه‌های داخل کشور یافت نمی‌شود دانشجویان از این جهت دچار مشکل هستند. امکانات دانشگاه‌های ما از این جهت قابل قیاس با دانشگاه‌های معتبر جهان نیست. این دانشگاه‌ها با برخی از سایت‌های پژوهشی قرارداد دارند. دانشجو برای نوشتن پایان‌نامه یا هر تحقیق دیگری ابتدا به یکی از این سایت‌ها مراجعه و موضوع تحقیق خود را جست‌وجو می‌کند. سایت همه منابع را درباره آن موضوع اعم از کتاب، مقاله، فیلم، پایان‌نامه، مصاحبه و غیره فهرست می‌کند، فهرستی که به‌صورت‌های گوناگون و براساس نیاز دانشجو قابل تنظیم مجدد است. در مرحله بعد دانشجو هر کدام از منابعی را که لازم دارد به کتابخانه دانشگاه سفارش می‌دهد و دانشگاه موظف است همه آن منابع را به‌صورت رایگان برای او فراهم کند. اگر برخی از این منابع در داخل کشور موجود نباشند دانشگاه باید از خارج آنها را تهیه کند. من پایان‌نامه دکترایم را در کشور کانادا نوشتم اما بسیاری از منابع را از دانشگاه‌های آمریکا برایم آوردند. نکته جالب سرعت عمل در تهیه منابع است. منابع داخل آن کشور ظرف چند روز و منابع خارج کشور ظرف حداکثر دو هفته در اختیار دانشجو قرار داده می‌شود. این قبیل دانشگاه‌ها برای هر پژوهشگری حکم بهشت را دارند زیرا هر آنچه برای پژوهش لازم دارند در اختیارشان قرار داده می‌شود.

یکی دیگر از امکاناتی که در اختیار دانشجویان دکترا در کشورهای پیشرفته قرار می‌گیرد سفر مطالعاتی به کشوری دیگر است. در کشور ما نیز از سال‌های دور این امکان برای دانشجویان دکترا فراهم بوده است اما به جای آنکه هر چه به جلو می‌رویم این سفرها تسهیل شود تا تعداد بیشتری از دانشجویان امکان استفاده از آن را داشته باشند، در جهتی معکوس در حرکتیم و در سال‌های اخیر قوانین دست و پاگیری در این زمینه وضع شده است. همچنین حمایت‌های مالی که دانشگاه‌های معتبر دنیا از دانشجویان، به ویژه در مقطع دکترا، می‌کنند بسیار بیشتر از دانشگاه‌های ما است.

چه فاصله‌ای میان فارغ‌التحصیل از یک رشته آموزشی و یک متخصص وجود دارد و این خلأ احتمالی از کجا ناشی می‌شود؟

دکتر علوی‌تبار:‌ اگر بحث را به حوزه علوم انسانی محدود کنیم باید گفت که اغلب فارغ‌التحصیل‌های این حوزه در رشته‌های خود متخصص نیستند. این امر علل گوناگونی دارد که به علت مجال اندک این مصاحبه فقط به یکی از مهم‌ترین آنها، یعنی سهل‌گیری در نظام آموزشی کشور اشاره می‌کنم. در گذشته گفته می‌شد که دانشگاه‌های ‌ما مانند قیف هستند که یک سرش، یعنی ورود به دانشگاه، تنگ و سر دیگر آن، یعنی خروج از دانشگاه، گشاد است. این قیف امروزه به علت پذیرش انبوه دانشجو به استوانه تبدیل شده که هر دو سرش گشاد است. در دانشگاه‌های ما، برخلاف دانشگاه‌های معتبر در کشورهای پیشرفته، سخت‌گیری‌های لازم برای اینکه دانشجو به متخصص تبدیل شود وجود ندارد. کار ما در دانشگاه بیشتر شبیه «سری دوزی» است و تصور می‌کنیم که باید هر چه سریع‌تر دانش‌آموز را به دانشجو و دانشجو را به فارغ‌التحصیل تبدیل کنیم. در کشورهای پیشرفته بسیاری از کسانی که وارد دانشگاه می‌شوند نمی‌توانند مسیر دشوار تحصیل را به پایان برسانند اما در کشور ما دانشجو می‌تواند تقریبا هیچ چیز یاد نگیرد و فارغ‌التحصیل نیز بشود. البته بسیاری از دانشجویان از این موضوع ناراحت نیستند زیرا به دانشگاه نیامده‌اند تا چیزی یاد بگیرند و متخصص شوند بلکه آمده‌اند تا فارغ‌التحصیل شوند.

رابطه بین استاد و دانشجو را در فرآیند نگارش پایان‌نامه تا چه میزان تابعی از تلاش برای توسعه دانش می‌دانید؟

دکتر علوی‌تبار:‌ دانشجویانی که با انگیزه علمی وارد دانشگاه شده‌اند معیارشان در انتخاب راهنمای پایان‌نامه سواد استاد است. می‌توان انتظار داشت که اینگونه پایان‌نامه‌ها کمکی به توسعه دانش بکنند. ولی دانشجویانی که هدفشان صرفا گرفتن مدرک است و متاسفانه باید اذعان کرد که اکثریت را تشکیل می‌دهند جذب استادانی می‌شوند که سخت‌گیری نمی‌کنند و دانشجو می‌تواند به راحتی پایان‌نامه‌ای کم‌مایه را با نمره بالایی بگذراند. به همین علت بازار استادان سهل‌گیر گرم است و در خط تولید فارغ‌التحصیل به کار مشغولند.

به نظر شما شرایط کنونی نگارش پایان‌نامه بیشتر ناشی از نقص قانون و ضعف نهادهای تصمیم‌گیری است یا عملکرد دانشگاهیان؟

دکتر علوی‌تبار:‌ هر دو عامل موثر هستند. من عملکرد استادان را در زمینه پایان‌نامه در مقاله‌ای که سال گذشته در همین ایام به چاپ رسید آسیب‌شناسی کردم. در اینجا به اختصار به برخی از قوانین نادرست می‌پردازم: در گذشته مجموع تدریس موظف، تدریس اضافی و راهنمایی و مشاوره پایان‌نامه برای هر استاد در هر نیمسال حداکثر ۲۰ ساعت بود ولی در دولت گذشته این میزان به ۳۰ ساعت افزایش پیدا کرد که اگر ۹ ساعت تابستان را هم به حساب آوریم در مجموع در یک سال به ۶۹ ساعت بالغ می‌شود. این عدد قابل توجه است و به استاد اجازه می‌دهد که راهنمایی و مشاوره تعداد زیادی پایان‌نامه را بر عهده گیرد. این در حالی است که داوری‌ پایان‌نامه‌ها در این ۶۹ ساعت لحاظ نمی‌شود و حساب جداگانه‌ای دارد. به اینها باید پایان‌نامه‌هایی را که استاد خارج از دانشگاه خود می‌گیرد اضافه کرد. اگر دانشگاه می‌خواهد پایان‌نامه‌هایی با کیفیت مطلوب داشته باشد باید این قانون را به وضعیت سابق بازگرداند تا استادان نتوانند همزمان راهنما و مشاور تعداد زیادی پایان‌نامه باشند. سال گذشته در خبرنامه یکی از دانشگاه‌ها خواندم که عضو هیات علمی آن دانشگاه به‌عنوان استاد نمونه کشوری برگزیده شده است. در خبرنامه نوشته بود که استاد مذکور علاوه بر تعداد زیادی کتاب و طرح پژوهشی و ۵۴۱ مقاله علمی پژوهشی داخلی و خارجی، «۱۵۰۰ مورد راهنمایی پایان‌نامه و رساله دانشجویی را در کارنامه خود دارد.» فکر می‌کنم این اعداد گویا هستند و نیازی به توضیح نیست.

http://s9.picofile.com/file/8274248918/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C.jpg

اخیرا به استادان بازنشسته با رتبه استادتمام اجازه داده شده تا علاوه بر ۱۰ ساعت تدریس به همین میزان نیز پایان‌نامه داشته باشند. با توجه به اینکه این میزان تدریس و پایان‌نامه در حد استادان شاغل و در مواردی حتی بیشتر از آن است این پرسش مطرح می‌شود که در این صورت بازنشستگی چه معنایی دارد؟ آیا بهتر نیست به جای وضع این قوانین و ترغیب استادان بازنشسته به گرفتن تدریس و پایان‌نامه اجازه دهیم تا آنان از باقیمانده عمر خود در جهت نگارش آخرین نظریاتشان و به یادگار گذاشتن آن برای نسل کنونی و نسل‌های بعد استفاده کنند؟ تا آنجا که من اطلاع دارم در دانشگاه‌های معتبر دنیا به استادان بازنشسته اجازه گرفتن پایان‌نامه داده نمی‌شود.

براساس قوانین کنونی از ۲۰ نمره پایان‌نامه کارشناسی ارشد ۱ نمره به مقاله اختصاص دارد و نمره مقاله در صورتی به دانشجو تعلق می‌گیرد که دفاع حداکثر در نیمسال چهارم صورت گرفته باشد. با توجه به اینکه دانشجو در سه نیمسال اول باید واحدهایش را بگذراند چگونه از او توقع داریم که در نیمسال چهارم هم پایان‌نامه بنویسد و هم مقاله؟ این توقع بیجا است و نتیجه آن نیز این بوده که دانشجویان بسیار اندکی توانسته‌اند نمره مقاله را دریافت کنند.

سال گذشته قانونی تصویب شد که براساس آن دانشجویان دکترا باید استاد راهنمای خود را در نیمسال اول و موضوع پایان‌نامه را در نیمسال دوم تعیین کنند. چند اشکال به این قانون وارد است: اولاً تعیین راهنما بدون تعیین موضوع معنا ندارد زیرا دانشجو تا زمانی که درخصوص موضوع با استاد به توافق نرسیده باشد چگونه می‌تواند راهنما را مشخص کند؟ ثانیا دانشجو در نیمسال اول فقط با چند تن از استادان درس دارد و احتمالا استادانی را که قرار است در نیمسال‌های بعد تدریس کنند نمی‌شناسد. بنابراین شناخت او از استادان گروه برای انتخاب استاد راهنما کافی نیست و احتمال اینکه در نیمسال‌های بعد تغییر عقیده دهد زیاد است. ثالثا این قانون باعث ایجاد کشمکش میان استادان خواهد شد. زیرا اگر استاد راهنما در نیمسال اول انتخاب شود احتمال انتخاب شدن استادانی که در نیمسال اول تدریس می‌کنند بسیار بیشتر خواهد بود و استادانی که در نیمسال‌های بعد تدریس می‌کنند احتمالا نصیبی از پایان‌نامه‌های دکترا نخواهند برد. شنیده‌ام که به همین علت در برخی از گروه‌های آموزشی میان استادان بر سر تدریس در نیمسال اول اختلاف پیش آمده و می‌توان پیش‌بینی کرد که اگر این قانون ادامه پیدا کند شاهد درگیری‌های بیشتری در آینده خواهیم بود.می‌توان نتیجه گرفت که فقدان قوانین کارآمد یکی از عوامل وضعیت نامطلوب پایان‌نامه‌ها است.

چندی پیش با مدیر یکی از گروه‌های آموزشی صحبت می‌کردم. او در تشبیهی جالب گفت همان‌طور که در کشور با پدیده‌هایی مانند زمین‌خواری و کوه‌خواری و جنگل‌خواری روبه‌رو هستیم در دانشگاه‌ها هم با پدیده‌ای به نام «رساله‌خواری» مواجهیم. انگیزه مالی استادان از یک جهت، نقص قوانین و ضعف نهادهای نظارتی از جهت دوم و مدرک‌گرایی اکثر دانشجویان از جهت سوم باعث شده است تا برخی از استادان «رساله‌خوار» شوند.


برچسب‌ها: آکادمی ایرانی, پایان‌نامه در دانشگاه‌های ایران, هدایت علوی تبار, زیر پوست دانشگاه
+ نوشته شده در تاریخ  جمعه ۲۱ آبان ۱۳۹۵   | 

کارگاه «نقد ادبی و مطالعات فرهنگی» که ار تاریخ ۱۸ مهر ۹۵ در اندیشگاه فرهنگی کتابخانه‌ی ملی آغاز شده بود، بعد از برگزاری ده جلسه به پایان رسید. این کارگاه با هدف معرفی مطالعات فرهنگی با تکیه بر نقد ادبی برگزار شد. مطالعات فرهنگی در کشور ما، بر خلاف الگوی اصیل آن در انگلستان، به جای این‌که در دانشکده‌های علوم انسانی و با معرفی نظریه‌های نقد متن به دانشجویان این رشته تدریس شود، در دانشکده‌های علوم اجتماعی و عمدتاً به صورت جامعه‌شناسی فرهنگ ارائه می‌شود. رویکرد اتخاذشده در این کارگاه، با الگوی مطالعات فرهنگی آن‌گونه که در دهه‌ی ۱۹۶۰ در دانشگاه برمینگام انگلستان آغاز شد، مطابقت داشت. در این الگو، نظریه‌های نقد ادبی در رابطه‌ای میان‌رشته‌ای با طیفی از روش‌شناسی‌های برآمده از سایر حوزه‌های علوم انسانی (مانند نشانه‌شناسی، روانکاوی، فمینیسم، مارکسیسم، ...)، شالوده‌ی تحلیل فرهنگی محسوب می‌شوند. اعضای این کارگاه باعلاقه‌ای وصف‌ناپذیر، به مدت پنج هفته، هر یکشنبه دو جلسه‌ی متوالی (۳ ساعت) در این کارگاه شرکت کردند. به تأسی از ماهیت میان‌رشته‌ای مطالعات فرهنگی، اعضای این کارگاه نیز (۴۰ نفر انتخاب‌شده از میان ۷۵ نفر داوطلبی که فرم شرکت در کارگاه را پُر کرده بودند) از دانش‌آموختگان رشته‌های مختلف بودند. اکثر شرکت‌کنندگان فارغ‌التحصیل یا دانشجوی دوره‌های تحصیلات تکمیلی و عده‌ای نیز اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها بودند. موضوع درخور توجه و بسیار دلگرم‌کننده، علاقه‌ای بود که این دوستان برای شرکت در بحث‌های کارگاه نشان می‌دانند. پرسش‌های آن‌ها نشانه‌ی واضحی بود از این‌که این آموزه‌ی مطالعات فرهنگی را جدی گرفته‌اند که «در پس امر روزمره، دنیایی از معانی تلویحی نهفته است». زمان سه‌ساعته‌ی جلسات کارگاه ایشان را خسته نمی‌کرد و معمولاً بعد از اتمام هر جلسه، همچنان عده‌ای برای پرسش‌های انفرادی به من مراجعه می‌کردند. در جلسه‌ی اول و همین‌طور جلسه‌ی آخر کارگاه گفتم که آشنا شدن با مطالعات فرهنگی، صرفاً آشنایی با شیوه‌ای از پژوهش در علوم انسانی و اجتماعی نیست؛ این آگاهی مسؤلیت و التزامی هم به دنبال می‌آورد: مسؤلیت شناخت عمیق جهان پیرامون‌مان و التزام به تلاش برای درانداختن طرحی نو برای آینده‌ای دیگرگونه.

عکسی که در زیر می‌بینید، در آخرین جلسه‌ی کارگاه به یادگار گرفته شد.

http://s9.picofile.com/file/8273852250/%D8%B9%DA%A9%D8%B3_%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%A7_%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%86%D9%82%D8%AF_%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C_%D9%88_%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AA_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C.jpg 


برچسب‌ها: مطالعات فرهنگی, نقد ادبی, کارگاه مطالعات فرهنگی و نقد ادبی, کارگاه‌های حسین پاینده
+ نوشته شده در تاریخ  دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۵   | 

گروه فیلم و سینمای «انجمن جامعه‌شناسی ایران» برگزار می‌کند:

میزگردِ «جامعه‌شناسی سینما چیست؟»

با حضور:

دکتر اعظم راودراد

دکتر حسین پاینده

دکتر مجید حسینی‌زاد

دکتر مسعود کوثری

دکتر پرویز اجلالی

زمان:   دوشنبه ۱۷ آبان  ۱۳۹۵، ساعت ۳ بعدازظهر

مکان: بزرگراه جلال آل‌احمد، پل گيشا، دانشکده‌ی علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، سالن کنفرانس انجمن جامعه‌شناسی

شرکت در این جلسه برای همه‌ی علاقه‌مندان آزاد است.


برچسب‌ها: جامعه‌شناسی سینما, انجمن جامعه‌شناسی ایران, سخنرانی حسین پاینده
+ نوشته شده در تاریخ  یکشنبه ۹ آبان ۱۳۹۵   | 
اطلاعیه‌ی انجمن انسان‌شناسی ایران
 
 

انجمن انسان‌شناسی ایران با همکاری مرکز سیاوشان برگزار می‌کند

نشست «چرخش روانکاوانه در مطالعات اجتماعی‌ـ‌فرهنگی»

سخنرانان:

دکتر پیتر ویدمر (روانکاو، مؤسس و سردبیر نشریه‌ی فرویدی‌ـ‌لاکانی RISS و مدرس دانشگاه)

درماندگی و اخلاق: تأملاتی پیرامون وظیفه‌ی روانکاوی

دکتر حسین پاینده (استاد نظریه و نقد ادبی، دانشگاه علامه طباطبائی)

روانکاوی و تحلیل‌های کلانِ اجتماعی 

دکتر مهرداد عربستانی (انسان‌شناس، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران)

جای خالی نام پدر: ایران، گفتمان هیستریک و آشتی‌ناپذیری درونی 

زمان: شنبه ۸ آبان ماه ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۳۰ الی ۱۶

مکان: خیابان جلال آل‌احمد، جنب دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده‌ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران، نیم‌طبقه‌ی اول، سالن انجمن‌های علمی

http://s8.picofile.com/file/8271798134/%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%B1_%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA_%DA%86%D8%B1%D8%AE%D8%B4_%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C_%D9%80_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C.jpg


برچسب‌ها: روانکاوی, مطالعات اجتماعی و روانکاوی, روانکاویِ فرهنگ, سخنرانی حسین پاینده
+ نوشته شده در تاریخ  شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵   |