عکس زیر، روز یکشنبه 24 آذر 1392، در آخرین جلسهی کلاس «نقد کاربردی در ادبیات» گرفته شد. اعضای این کلاس که دورهی فوقلیسانس را میگذرانند، در زمرهی بهترین دانشجویان من در ترم جاری بودند. موضوع کلاسشان، آشنایی با نظریههای پسامدرنیسم و کاربرد آن نظریهها در خوانش نقادانهی داستانهای کوتاه معاصر بود. شوق و جدیت این دانشجویان واقعاً مثالزدنی بود. خیلی از جلسات کلاس تا بعد از زمان مقرر همچنان ادامه پیدا میکرد، تا حدی که دانشجویانِ ساعت بعد مجبور میشدند منتظر خالی شدن کلاس بمانند. خود من هم در کلاسشان احساس خستگی نمیکردم چون مخاطبانم مصداق عینی و بارز این ضربالمثل بودند که «مستمع صاحبسخن را بر سر ذوق آورد». بعضی از ایشان مترجمانی هستند که تاکنون چندین جلد کتاب به زبان فارسی ترجمه و منتشر کردهاند. برخی دیگر دستاندرکار ترجمهاند و حاصل کارهایشان به زودی منتشر خواهد شد. یکی از آنها به داستاننویسی علاقه دارد و به گمانم که میتواند داستانهای درخور تأمل بنویسد. انجمن علمیای هم دارند که به درخواستشان از دوست خوبم آقای امیرتاجالدین ریاضی، که جزو نویسندگان خوشذوق معاصر ما است، دعوت کردم در آخرین جلسهی کلاس شرکت کند و او هم با گشادهرویی پذیرفت. اعضای کلاس پیشاپیش یکی از داستانهای کوتاه آقای ریاضی را خوانده بودند و مشتاق بودند در جلسهای با او همصحبت شوند. نویسنده همیشه یک «حضورِ غایب» است که به واسطهی داستان با خواننده ارتباط میگیرد. دیدن کسی که شخصیتها و موقعیتهای داستان را خلق کرده است، همیشه میتواند برای خواننده جالب باشد. جلسهی بسیار خوبی بود. در پایان آن جلسه بود که این عکس به یادگار گرفته شد.

برچسبها: نقد کاربردی در ادبیات, کلاسهای حسین پاینده, امیرتاجالدین ریاضی
+ نوشته شده در تاریخ دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۲
|