X
تبلیغات
حسین پاینده

حسین پاینده

منوی اصلی
آرشیو موضوعی
آرشیو ماهانه
تازه‌ترین مطالب
پیوندهای روزانه
پیوندها
امکانات

به اطلاع آن دسته از متقاضیان شرکت در «کارگاه نقد ادبی روانکاوانه» که به علت پُر شدن ظرفیت پذیرش این کارگاه نتوانستند در آن ثبت نام کنند و تقاضا داشتند که این کارگاه در روز دیگری تکرار شود می‌رسانم که به منظور ثبت نام در کارگاه دوم می‌توانند با مؤسسه‌ی بهاران (وابسته به دانشگاه علم و فرهنگ) تماس بگیرند.

نشانی: خیابان ولی‌عصر، بالاتر از زرتشت، روبه‌روی پمپ بنزین، کوچه‌ی نوربخش، پلاک 21

تلفن: 88903668, 88892228, 88944906

توضیحی کوتاه درباره‌ی محتوای این کارگاه
این دوره‌ی آموزشی به منظور معرفی نقد ادبی روانکاوانه و نیز تمرین در کاربرد این رهیافت در نقد عملیِ متون ادبی و فیلم‌های سینمایی در 10 جلسه برگزار می‌شود. 8 جلسه به روانکاوی فرویدی و 2 جلسه به نظریه‌ی لاکان و کاربرد آن در نقد متون ادبی اختصاص خواهد داشت. نقد روانکاوانه امروزه یکی از پُرطرفدارترین و مهم‌ترین رهیافت‌های نقد ادبی محسوب می‌شود و شرح و تبیین روش‌شناسیِ آن، یک فصل مستقل از همه‌ی کتاب‌های جدید در حوزه‌ی نظریه و نقد ادبی را به خود اختصاص داده است. نقد روانکاوانه ماهیتی میان‌رشته‌ای دارد و به ویژه از زمانی در ادبیات کاربرد پیدا کرد که متون اصلی نظریه‌ی روانکاوی در چند دهه‌ی نخستِ قرن بیستم به طور گسترده منتشر شدند. از آن زمان تاکنون، این نظریه در بسیاری از حوزه‌های علوم انسانی، به ویژه مطالعات هنری و ادبی، تأثیر گذاشته است. این تأثیر به قدری گسترده و چشم‌گیر بوده است که یکی از ارکان نقد ادبی جدید، رهیافت نقد روانکاوانه است.

«کارگاه نقد ادبی روانکاوانه» از جمله با این هدف برگزار می‌شود که با معرفی دقیق و درستِ نظریه‌ی روانکاوی، به ویژه در حوزه‌ی مطالعات نقادانه‌ی ادبی و هنری، چشم‌انداز روشنی از مفاهیم بنیادی و روش‌شناسیِ خاص این رهیافت ترسیم کند. هدف این است که شرکت‌کنندگان پس از اتمام این دوره‌ی آموزشی به درستی بدانند که نظریه‌ی روانکاوی چیست، مفروضات اساسیِ آن کدام‌اند، چه مقاصدی را دنبال می‌کند، روش‌شناسیِ آن چیست و چگونه در نقد متون ادبی و آثار هنری به کار می‌رود. به این منظور، علاوه بر معرفی نظریه‌ی روانکاوی، نقد عملیِ متون ادبی و هنری (داستان کوتاه، شعر و فیلم سینمایی) با به‌کارگیریِ این رهیافت در دستور کار این دوره‌ی آموزشی قرار دارد.

http://s5.picofile.com/file/8114526000/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%86%D9%82%D8%AF_%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C_%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%80%D9%80_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg


برچسب‌ها: نقد ادبی, روانکاوی, کارگاه‌های دکتر پاینده
+ نوشته شده در تاریخ  پنجشنبه 28 فروردین1393   | 
دوستی به نام «حمید» پرسش زیر را مطرح کرده است که، هم به دلیل عمومیت سؤال ایشان و هم به دلیل محدودیت دو هزار حرفی (نه دو هزار کلمه‌ای) که به طور پیش‌فرض در بلاگ‌فا برای پاسخ انفرادی به سؤالات گذاشته شده، در این‌جا به آن پاسخ می‌دهم. سؤال ایشان به شرح زیر است:

«سلام استاد ! سپاسگزار و بی نهایت ممنون از زحمات و کوشش هایی که در حوزه ادبیات و نقد متحمل میشید و بالاتر از همه راه رو نشونمون میدید. خواهش و پیشنهادی که داشتم اینه که اگر ممکنه فایل های تصویری یا صوتی جلسات رو به خاطر کسانی که به هر دلیلی امکان حضور در کلاس رو ندارند توسط یک موسسه مشخصی منتشر کنید. شاد و بهروز باشید.»

اما پاسخ من به این دوست عزیز و سایر کسانی که ممکن است درخواست مشابهی داشته باشند:

سلام. ممنون از کلمات محبت‌آمیزتان. در کلاس کار آموزشی انجام می‌شود، نه سخنرانی. در کار آموزشی، معلم برحسب پارامترهای مختلف (مثلاً سطح دانش و اطلاعات مخاطبان، گروه سنی آن‌ها، ماهیت موضوعی که تدریس می‌شود، شناخته‌شده بودن یا نبودن آن موضوع در محیط‌های آموزشی و نیز مراکز و محافل غیردانشگاهی، و غیره) مطالب را ارائه می‌کند. به این دلیل، موضوعی واحد در کلاس‌های مختلف به شیوه‌های متفاوت تدریس می‌شود. برای مثال، کارگاهی مانند «آشنایی با رمان» را من همیشه به یک صورت یا با محتوای یکسان برگزار نمی‌کنم. گاهی اوقات، با توجه به اطلاعات و پیشینه‌ی مطالعاتی مخاطبانم، رمان‌های ساده‌تر و گاهی رمان‌های چالش‌دارتری را برای تدریس در کلاس انتخاب می‌کنم. گاهی تئوری‌های متأخرتر، که عموماً پیچیده‌ترند و یادگیری‌شان مستلزم آشنایی با نظریات قبلی است، را انتخاب می‌کنم و گاهی نه. گاهی فقط رمان‌های غیرایرانی کار می‌کنم و گاهی صرفاً رمان‌های ایرانی. گاهی علاوه بر تحلیل صحنه‌ها و تمرکز بر نحوه‌ی بسط پیرنگ، موضوعات دیگری را هم که فراتر از تحلیل هستند و بیشتر به نقد مربوط می‌شوند در کلاس مطرح می‌کنم. گاهی نظریه‌های رمان را شفاهاً و در سه جلسه خودم می‌گویم و گاهی آن نظریات را از روی یک کتاب درسی پاراگراف به پاراگراف دست‌کم در پنج جلسه شرح می‌دهم. ضمن این‌که چون کلاس محل تعلیم دادن است، به پرسش‌های اعضای کلاس هم پاسخ داده می‌شود، البته باز هم با در نظر گرفتن پارامترهای متعددی که به برخی‌شان اشاره کردم، یعنی نحوه‌ی پاسخ دادن به دانشجوی دکتری تفاوت دارد با نحوه‌ی پاسخ دادن به کسی که با اطلاعاتی نازل و صرفاً از سر علاقه‌ی شخصی در یک کلاس آزاد شرکت می‌کند. برای مثال، عموماً در پاسخ به پرسش‌های دانشجویان تحصیلات تکمیلی، منابعی را هم برای ارجاع ذکر می‌کنم، از جمله منابع غیرفارسی. اما این کار را، وقتی به افراد دیگری جواب می‌دهم که یا تحصیلات دانشگاهی نداشته‌اند و یا رشته‌شان نامرتبط با علوم انسانی و مطالعات ادبی بوده است، لازم یا مفید نمی‌دانم. تجربه به من یاد داده است که در جواب گفتن به سؤال‌های این گروه اخیر از مخاطبان، ارجاع به منابع تخصصی (بخصوص منابع غیرفارسی) می‌تواند مرعوب‌کننده، یأس‌آور و گیج‌کننده باشد و به انفعال مخاطب در کلاس و حتی نیمه‌کاره گذاشتن بقیه‌ی جلسات و ترک دوره منجر شود.

از توضیحات بالا باید مشخص شده باشد که اصولاً من کلاس همیشه یکسان یا «استاندارد» ندارم که سی‌دی‌اش را متشر کنم. حتی در دانشگاه هم، که اکثر (اما نه همه‌ی) مخاطبان صرفاً طبق روال ثابت و بیشتر با انگیزه‌ی کسب مدرک مجبورند واحدهای درسی‌شان را بگذرانند، باز هم تلاش می‌کنم لااقل با عوض کردن داستان‌ها، رمان‌ها، فیلم‌ها یا شعرهایی که کار می‌کنم، دست‌کم برای خودم تنوع ایجاد کنم. بنابر این، همین درس «آشنایی با رمان» در دو ترم متوالی در دانشگاه لااقل در کلاس من محتوای یکسانی ندارد.

توضیحاتی که دادم درباره‌ی کار آموزشی در کلاس بود. در سخنرانی، وضعیت به کلی فرق می‌کند. سخنرانی با هدف درس دادن انجام نمی‌شود و لذا شاید تماشای فیلم یک سخنرانی، برای کسانی که نتوانسته بوده‌اند در سخنرانی حاضر شوند مفید باشد. توجه شما را به این موضوع جلب می‌کنم که مؤسسات و مراکز پژوهشی‌ای که دوره‌های آزاد برگزار می‌کنند، عموماً از لفظ «کلاس» استفاده نمی‌کنند بلکه کلمه‌ی «کارگاه» را به کار می‌برند. این انتخاب واژگانی نشان‌دهنده‌ی ماهیت متفاوت این کلاس‌ها و نیز نوع کاری است که در آن‌ها انجام می‌شود. «کارگاه»، بنابر معنای این کلمه، «محل کار عملی» است. به عبارت دیگر، از شرکت‌کنندگان در این کلاس‌ها انتظار می‌رود که شنونده‌ی منفعل نباشند، بلکه به منظور فراگیری مطالب در بحث‌ها شرکت کنند و تکالیفی را هم خارج از کلاس انجام دهند. برای مثال، در کارگاه‌های نقد ادبی، فراگیر باید مقالاتی را خارج از کلاس بخواند و در کارگاه راه‌وروش مطرح‌شده در آن مقالات را در نقد عملی یک اثر ادبی یا هنری عملاً به کار ببرد. این کار البته با مشارکت جمعی همه‌ی اعضای کارگاه و با هدایت علمی استاد انجام می‌شود. اگر کسی در بحث شرکت نکند و صرفاً شنونده باشد، نمی‌تواند مهارت لازم در نقد را کسب کند. سی‌دی کلاس امکان چنین مشارکت تعاملی‌ای را به شما نمی‌دهد. به طریق اولی، در کارگاه‌های داستان‌نویسی، نه فقط اصول و روش‌هایی برای شخصیت‌سازی، ایجاد کشمکش، انتخاب منظر روایی، بسط پیرنگ و غیره آموزش داده می‌شود، بلکه هنرجویان همچنین ملزم می‌شوند داستان بنویسند تا داستان‌شان به بحث گذاشته شود و نقاط ضعف و قوّتش را همه‌ی اعضای کارگاه ارزیابی کنند. در این‌جا هم نمی‌توان انتظار داشت که با تماشای سی‌دی کلاس به تبحر لازم در داستان‌نویسی رسید.

من واقف هستم که در کشور ما برخی کسان این تفاوت‌ها بین کلاس درس و سخنرانی عمومی را نادیده می‌گیرند و غالباً با اهدافی اقتصادی سی‌دی کلاس‌های‌شان را به فروش می‌رسانند. من از آن دسته از افراد نیستم. شما برای این‌که چیزی بیاموزید، باید در کلاس شرکت کنید، یادداشت بردارید، سؤال کنید، سؤال جواب بدهید، تکالیف خارج از کلاس را انجام دهید، در بحث راجع به آثار ادبی و هنری که در کلاس مطرح می‌شود فعالانه مشارکت کنید، از استاد منبع بخواهید، در خصوص منابعی که خوانده‌اید حضوراً با استاد صحبت کنید، پروژه‌ای را به عنوان کار پژوهشی پایان ترم انجام دهید، و (در حالت اصولی و درستش) امتحان پایان ترم را بدهید. برخی از این موارد (مانند انجام پروژه یا دادن امتحان) در اکثر کلاس‌های آزاد من انجام نمی‌شود چون مؤسسات یا مراکز پژوهشی‌ای که این کارگاه‌ها و کلاس‌ها را برگزار می‌کنند نمی‌توانند افراد را ملزم به شرکت در امتحان کنند، یا استدلال می‌کنند که امتحان جدیتی به کلاس می‌دهد که اکثر شرکت‌کنندگان خواهان آن نیستند. به این ترتیب، برخی (فقط برخی) از الزامات به ناچار به حاشیه می‌رود یا کم‌اهمیت می‌شود و یا حالت داوطلبانه پیدا می‌کند. مثلاً برخی از جاهایی که من کارگاه برگزار می‌کنم، دادن امتحان را اختیاری کرده‌اند تا فقط آن دسته از افرادی که مایل به دریافت گواهینامه‌ی پایان دوره هستند داوطلبانه در آزمون پایان دوره شرکت کنند. با این حال، نباید با عدول از الزامات کار آموزشی، کلاس‌های آزاد را هم به همان وضعیتی دچار کرد که کلاس‌های رسمی دارند. اگر کلاس‌های رسمی واقعاً نیاز دانشجویان را برطرف می‌کرد، آن‌ها (یا در واقع گروه جدی و حقیقتاً دانش‌جوی آن‌ها) دیگر ناچار نبودند دانش را در این کلاس‌های آزاد بجویند. چنان‌که اشاره کردم، تکثیر و فروش سی‌دی کلاس و کارگاه غالباٌ با اهدافی غیرآموزشی و نادیده گرفتن همه‌ی این الزامات صورت می‌گیرد که البته بازده مادی قابل‌توجه و سهل‌الوصولی برای معلم دارد. اما معلم دلسوز و شرافتمندی که حقیقتاً می‌خواهد چیزی به مخاطبش بیاموزد، اولین و مهم‌ترین هدفش نه کسب پول بلکه انتقال دانش باید باشد.

برای شما دوست عزیز آرزوی سلامتی و بهروزی دارم.

+ نوشته شده در تاریخ  یکشنبه 24 فروردین1393   | 

http://s5.picofile.com/file/8117914850/%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%DA%AF%D8%B4%D9%88%D8%AF%D9%86_%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86.jpg

در نظرسنجی مجله‌ی تجربه از بیش از صدوچهل منتقد و نویسنده و فعال ادبی، کتاب گشودن رمان به عنوان «بهترین پژوهش نظری ـ ادبیِ تألیفی در سال 1392» انتخاب شد. مصاحبه‌ی زیر به همین مناسبت انجام و در شماره‌ی نوروز 93 این مجله منتشر شده است.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سؤال یک: کتاب شما برگزیده‌ی نظرسنجی مجله‌ی تجربه شده است، چه احساسی دارید؟

پاینده: انتشارْ دعوتی است به توجه کردن به آنچه منتشر شده. هر نویسنده‌ای که دست به قلم می‌برد و مطلبی می‌نویسد، می‌خواهد که مخاطبانش به آن مطلب توجه کنند. من هم از این قاعده مستثنی نیستم و به همین دلیل خوشحالم که به این کتاب توجه شده است. اما بیش از این خوشحالی، امیدوارم روشی که در این کتاب برای فهم و نیز نگارش رمان پیشنهاد شد، هم در نقد رمان و هم در ارتقاء سطح رمان‌نویسی ما تأثیر بگذارد.

سؤال دو: برمی‌آید  گشودن رمان برای مخاطب‌های مبتدی در نقد ادبی است، همین طور است؟!

پاینده: در نوشتن این کتاب، مخاطبانی را در نظر داشتم که هم مایل به کسب شناختی عمیق‌تر از نظریه‌های نقادانه هستند و هم این‌که با عناصر روایت آشنایی اولیه دارند. بنا بر این، از توضیح بدیهیاتی مانند تعریف زاویه‌ی دید، پیرنگ و از این قبیل خودداری کردم. در واقع، فرضم این بود که دو گروه کتاب من را خواهند خواند: یکی کسانی که در حوزه‌ی مطالعات نقادانه‌ی ادبی کار و پژوهش می‌کنند و لذا رمان‌های متعددی را خوانده‌اند، و دیگری رمان‌نویسانی که به درستی متوجه شده‌اند نوشتن رمان مستلزم مطالعه و کسب دانش درباره‌ی ادبیات است. این افراد را نمی‌توان «مبتدی» نامید. کما این‌که مباحثی مانند بینامتنیّت را هم (که شالوده‌ی قرائت من از رمان تنگسیر در فصل دوم کتاب است) نمی‌توان بحثی ابتدایی در نقد ادبی دانست. در واقع، بینامتنیّت موضوعی است که در کلاس‌های دوره‌ی فوق‌لیسانس و دکتری به دانشجویان آموخته می‌شود. به طریق اولی، فکر نمی‌کنم بحثی که من در خصوص ضرباهنگ در رمان چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم (فصل هشتم) یا پسامدرنیسم در رمان آزاده‌خانم و نویسنده‌اش (فصل نهم) مطرح کرده‌ام، برای خوانندگان «مبتدی» یا ناآشنا با ادبیات داستانی مناسب باشد. البته من عادت ندارم چنان بنویسم که خواننده هیچ‌چیز از مطالب کتاب را نفهمد و مرعوب شود. شاید شما تصور می‌کنید که چون مطالب کتاب را به سهولت فهمیده‌اید پس حتماً این کتاب برای «مبتدیان» نوشته شده، اما به شما یادآوری می‌کنم که نوشتن به سبک‌وسیاقی که مخاطب حتی روزآمدترین و پیچیده‌ترین نظریه‌های ادبی را بخواند و به راحتی بفهمد، کار سختی است. من از زیر بار این کارِ سخت شانه خالی نکردم چون کتابم را برای رفع نیاز خوانندگان واقعی نوشته‌ام، نه برای این‌که مخاطب از مطالب کتاب هیچ نفهمد و آن را به حساب دانش زیاد من بگذارد.

سؤال سه: این اثر را باید دنباله‌ی دیگر آثار تألیفی شما در نقد ادبی با رویکرد آکادمیک و علمی دانست؟

پاینده: ادبیات داستانی یکی از حوزه‌های پژوهشی من است. قبلاً کارهایی در زمینه‌ی رمان منتشر کرده بودم، از جمله کتاب نظریه‌های رمان و کتاب مدرنیسم و پسامدرنیسم در رمان. کتاب گشودن رمان به طور خاص با هدف تمرکز بر رمان ایرانی و مطرح کردن روش‌شناسی‌ای علمی به منظور نقد و نگارش رمان نوشته شده و از نظر خودم تکمیل‌کننده‌ی سایر کتاب‌ها و مقالاتم در این حوزه است.

سؤال چهار: ملاک شما برای انتخاب رمان‌های گشوده شده در این کتاب چه بوده است؟!

پاینده: چندین ملاک را اِعمال کردم. یکی این‌که سبک آن رمان، یا درونمایه‌ها و مضامینش، تأثیری در ادبیات داستانی ما گذاشته باشد. با همین ملاک، قاعدتاً نمی‌توانستم رمان شاخص و تأثیرگذاری مانند بوف کور را در این کتاب بررسی نکنم. به همین ترتیب، به گمانم شازده احتجاب یا مدیر مدرسه و کلاً رمان‌های انتخاب‌شده از نسل از اول رمان‌نویسان ایرانی، باید حتماً در این کتاب گنجانده می‌شدند. یک ملاک دیگر این بود که رمان مورد نظر ظرفیتی برای نقد شدن از منظرهای امروزی‌تر داشته باشد. به همین دلیل تنگسیر را برای نقد از منظر نظریه‌ی کریستیوا درباره‌ی بینامتنیّت انتخاب کردم. برخی دیگر از رمان‌ها را به این علت برگزیدم که جایگاه‌شان آن‌چنان که باید شناخته نشده است. مثلاً رمان تأمل‌انگیزی مانند ثریا در اغما یکی از اولین بازتا‌ب‌های ادبیِ جنگ ایران و عراق است، اما جا داشت که در این خصوص بحثی متقن و مفصل ارائه شود. یک ملاک دیگرم این بود که رمان مورد نظر تنوع و تطور تکنیک‌های رمان‌نویسی و مضامین رمان‌های ایرانی را نشان دهد. همچنین به منظور توجه به رمان‌های متأخرتر، دو فصل آخر را به دو رمان صناعتمند که مدت نسبتاً کمتری از انتشارشان می‌گذرد اختصاص دادم.

سؤال پنج: رمان‌های مهم‌تری در ادبیات داستانی یک سده‌ی اخیر بود که می‌شد به آن‌ها پرداخت، اما در این بررسی به آن‌ها توجه نمی‌شود. چرا؟ رمان «شب یک، شب دو» اثر بهمن فرسی، «شب هول» هرمز شهدادی، «سفر شب» بهمن شعله‌ور.

پاینده: تعبیر «رمان‌های مهم‌تر» می‌تواند محل مجادله و اختلاف نظر باشد. برای مثال، می‌توان پرسید به کدام دلیل رمان‌هایی که شما نام برده‌اید «مهم‌تر» از بوف کور و تنگسیر و شازده احتجاب و سَووشون و سایر رمان‌های بررسی‌شده در کتاب گشودن رمان است؟ می‌توان در همین مجله نظرخواهی کرد و از اهالی ادبیات داستانی پرسید بیشتر بوف کور و مدیر مدرسه و جزیره‌ی سرگردانی را می‌شناسند یا رمان «شب یک، شب دو» که شما نام برده‌اید؟ یک پاسخ دیگر به سؤال شما می‌تواند این باشد که من این رمان‌ها را بررسی کردم و هر کس دیگری کاملاً محق است که «شب یک، شب دو» و سایر رمان‌هایی که شما نام برده‌اید را موضوع پژوهش‌های بیشتر در آینده قرار دهد و کتاب جداگانه‌ای بنویسد. من این رسالت را برای خودم قائل نیستم که کتابی درباره‌ی همه‌ی رمان‌های ایرانی بنویسم. طبیعتاً راه برای کارهای دیگران بسته نیست.

سؤال شش: در ارزیابی نقد ادبی این سال‌ها، می‌توان گفت نقد ژورنالیستی - که  عموماً هم ذوقی  است -  بر نقد ادبی علمی و آکادمیک سایه انداخته است؟

پاینده: نقد ادبی ذاتاً کنشی مبتنی بر نظریه است. آنچه شما با عنوان «نقد ژورنالیستی» از آن نام می‌برید در واقع «ریویو» یا «مرور و معرفی کتاب‌ها و آثار تازه‌منتشرشده» است که در کشور ما اشتباهاً با نقد ادبی مترادف و یکسان تصور می‌شود. به علت همین اشتباه، نقد با تحسین یا توصیف (یا بدگویی و اظهار نظر) خلط شده است. این قبیل نوشته‌ها، هرچند عامّه‌پسند هستند، اما نمی‌توانند جایگزین نقد یا خود نقد محسوب شوند. البته حتی بسیاری از خوانندگان دارای تحصیلات دانشگاهی هم غالباً این دو کار (نقدنویسی و ریویونویسی) را یکسان تلقی می‌کنند، اما این وضعیت با سرعت در حال تغییر است. در سال‌های اخیر نسل جدیدی از کسانی که ادبیات را نه از سر ذوق شخصی بلکه در حکم حوزه‌ای از دانش در علوم انسانی مطالعه کرده‌اند تربیت شده‌اند که آرام‌آرام در حال پیدا کردن جایگاه شایسته‌ی خود به عنوان منتقد ادبیات و منتقد فیلم و هنر هستند. این پژوهشگران و منتقدانِ نظریه‌شناس فضای نقدنویسی را در کشور ما از «حس‌وحال» به «تبیین علمی» تغییر خواهند داد.

سؤال هفت: سایه انداختن نقد ژورنالیستی بر فضای نقد ادبی کشور را نمی‌توان ناشی از کم‌کاری یا کاهلی  برخی از مجامع علمی دانشگاهی نقد دانست؟!

پاینده: موضوع کم‌کاری نیست. موضوع این است که آیا کسانی که به تدریس نقد ادبی اشتغال دارند، خود تا چه حد عملاً آثار ادبی و هنری را نقد می‌کنند. مدرس نقد ادبی باید خودش در جایگاه منتقد شناخته شده باشد. نقد فقط نظریه نیست. البته منتقد باید با نظریه آشنا باشد، اما موضوع مهم‌تر این است که او همچنین باید بلد باشد آن نظریه را در عمل به کار ببرد و پرتو روشنی بر دلالت‌های معناییِ آثار ادبی و هنری بیفکند. ما این قبیل اشخاص را در مراکز دانشگاهی کم داریم.

سؤال هشت: همان‌طور که در مقدمه‌ی کتاب گفته‌اید، هدف غایی این اثر تلاش بر نهادینه شدن فرهنگ نقد و پرسشگری در جامعه است. با توجه به محدودیت‌های ساختاری اجتماعی در پرسشگری، این دست حرکت‌ها چقدر می تواند اثرگذار باشد؟

پاینده: من به موانع فرهنگیِ پرسشگری در جامعه‌ی خودمان واقفم. اگر پرسشگری و ژرف‌اندیشیِ نقادانه در فرهنگ ما از جایگاهی نهادینه‌شده و دیرپا برخوردار بود، شاید اصلاً نیازی به آن مقدمه‌ای که من نوشتم هم نمی‌بود و می‌توانستم یکراست به کار نقد رمان‌های شاخص بپردازم. اما فراموش نکنیم که کار منتقدان ادبی، در جایگاه پژوهشگران فرهنگ، این است که در وضعیت اجتماعی دخالت ایجابی بکنند و بکوشند آن وضعیت را به سوی بدیلی انسانی‌تر سوق دهند. اثرگذار بودن یا نبودن نوشتن کتابی مثل گشودن رمان را، که مخاطبانش را به پرسشگری دعوت می‌کند و مروّج فرهنگ گفت‌وگو است (در این مورد گفت‌وگوی ضمنی خواننده با متن رمان)، باید در عمل سنجید. باید دید آیا به این کتاب و رهیافتش برای فهم رمان اقبال می‌شود یا نه. همچنین باید دید آیا رویکرد نقادانه‌ی این کتاب در مراکز علمی و نیز محافل ادبی پژواک پیدا می‌کند یا نه. اگر گشودن رمان بتواند از چنین اقبالی برخوردار شود و چنان پیامدی داشته باشد، آن‌گاه باید گفت که در حد خود اثرگذار بوده است.

سؤال نهم: بفرمایید در ادامه‌ی پژوهش‌های ادبی‌تان این روزها مشغول چه کاری هستید و چه کتاب‌های تازه‌ای در اردیبهشت ماه از شما چاپ خواهد شد؟

پاینده: اگر همه‌ی مراحل اداری و فنی کار به موقع به پیش بروند، به گمانم که ویراست جدید کتاب مدرنیسم و پسامدرنیسم در رمان را در اردیبهشت 93 منتشر خواهم کرد. این کتاب چند سال پیش چاپ شده بود، اما چون مدت‌ها از اتمام نسخه‌هایش می‌گذشت، به نظرم آمد بهتر است ویراست جدید و روزآمدی از آن را آماده کنم. این کار انجام شده و الان مدتی است که نسخه‌ی نهایی در اختیار ناشر قرار دارد. امیدوارم ناشر بتواند آن را برای نمایشگاه کتاب در اردیبهشت ماه عرضه کند. کارهایی هم از قبل نیمه‌تمام مانده که در زمان مناسب باید به سرانجام برسانم، از جمله جلد چهارم کتاب داستان کوتاه در ایران. کسی به من می‌گفت که سالی چهار عنوان کتاب (همگی تألیف) منتشر می‌کند. برای من خیلی تعجب‌آور بود، چون صِرف نگارش همین کتاب گشودن رمان یک سال و نیم از وقت من را گرفت، بگذریم از تحقیق گسترده‌ای که من درباره‌ی شکل‌گیری رمان ایرانی انجام دادم تا بتوانم این کتاب را بنویسم. خود آن تحقیق، که زمینه‌ساز بحث‌های من در خصوص تطور مضامین این ده رمان شاخص در ادبیات داستانی ما شد، کاری وقت‌گیر بود. مقصودم از گفتن این نکات این است که تألیف راهگشا یا ترجمه‌ی روشنگر و قابل فهم کار سختی است و زمان می‌بَرَد. وقتی من از سر کنجکاوی برخی از کتاب‌های آن شخصی را که می‌گفت سالی چهار کتاب منتشر می‌کند نگاه کردم، متوجه شدم که اصولاً کار او گردآوری است. مثلاً انبوهی از شعرهای قدیمی فارسی را ذیل یک عنوان به صورت یک کتاب قطور منتشر کرده است. البته واگذار کردن یافتن این نمونه‌های متعدد به دانشجویان به عنوان تکلیف درسی و سپس استفاده از آنچه آن‌ها در ازای نمره در اختیارش گذاشته‌اند، خود ماجرای دیگری است. اگر کسی بخواهد شرافتمندانه به پژوهش درباره‌ی ادبیات بپردازد و کتابی تفکرانگیز و تأثیرگذار بنویسد، کتابی که واقعاً به اهل آن حوزه از علوم انسانی کمک کند و راهگشا باشد، چنین کسی البته نمی‌تواند سالی چند عنوان تألیف تحویل ناشر بدهد.

--------------------

گفت‌وگو از حسن همایون


برچسب‌ها: وضعیت رمان ایران, نقد رمان, کتاب گشودن رمان, نقد ادبی, مصاحبه‌ی دکتر حسین پاینده
+ نوشته شده در تاریخ  دوشنبه 4 فروردین1393   | 

سیمین دانشور، نخستین بانوی نویسنده‌ی داستان کوتاه و رمان به زبان فارسی، روز پنجشنبه 18 اسفند 1390 جان به جان‌آفرین تسلیم کرد و از میان ما رفت. در جدال با مرگ، همیشه انسان است که می‌بازد و همه‌ی ما آدمیان ناگزیر طعم مرگ را می‌چشیم (کل نفس ذائقة الموت). اما جدال دانشور با مرگ بُعد دیگری هم داشت، بُعدی داستانی و فراجسمانی. به گمان من، دانشور پیش از این در جدالی مهم‌تر با مرگ (مرگ از سنخی دیگر) پیروز شده و به جاودانگی رسیده بود. تأمل در خصوص این نوع مرگ، که فقط گریبانگیر اهل قلم می‌تواند شد، و بررسی این‌که دانشور چگونه بر آن فائق آمد، شاید راه مناسبی برای ارزیابی جایگاه رفیعی باشد که دانشور با بیش از شصت سال تلاش در عرصه‌ی داستان‌نویسی توانست به آن نائل شود.

شروع داستان‌نویسیِ دانشور به سال‌های پُرتلاطم دهه‌ی 1320 بازمی‌گردد. در نیمه‌ی نخست این دهه بود که او نخستین تلاش‌هایش برای نوشتن داستان کوتاه را آغاز کرد. حاصل این تلاش‌های اولیه، انتشار کتابی با عنوان آتش خاموش بود که در اردیبهشت سال 1327 توسط انتشارات علمی در تهران منتشر گردید. این کتاب دربرگیرنده‌ی شانزده داستان کوتاه بود که سبک‌وسیاق همه‌ی آن‌ها با سایر آثاری که دانشور در بقیه‌ی عمرِ حرفه‌ای خود نوشت، به کلی تفاوت دارد. داستان‌های مجموعه‌ی آتش خاموش عمدتاً از زاویه‌ی دید دانای کل و با هدف رسیدن به نوعی نتیجه‌گیری اخلاقی نوشته شده بودند. آنچه به نحو چشمگیری در این داستان‌ها غایب به نظر می‌رسد، سبک خاصی است که از داستان‌های پخته‌ترِ دانشور در سال‌های بعد می‌شناسیم. دانشوری که آتش خاموش را نوشت، هنوز آن نویسنده‌ی ژرف‌نگر و تأمل‌انگیزی نیست که مثلاً در مجموعه‌ی شهری چون بهشت می‌توانیم سراغ بگیریم. معدود داستان‌های درخور توجهِ دانشور در اولین کتابش، بیشتر طرح‌واره‌هایی هستند که نیازمند پرداختی هنرمندانه‌ترند. این حقیقت از چشم خودِ دانشور هم پنهان نماند. بعدها، وقتی که در 1331 با بورس فولبرایت به آمریکا رفت و در کلاس‌های نویسندگی خلاق به استادی والس استگنر در دانشگاه استنفورد شرکت کرد، فرصت بهتری برای آشنایی با شگردهای داستان‌نویسی به دست آورد، چندان که پس از بازگشت به ایران و تا پایان عمر هرگز اجازه‌ی تجدید چاپ داستان‌های مجموعه‌ی آتش خاموش را نداد. او به درستی دریافته بود که این داستان‌های اولیه، به دوره‌ی خاصی در ابتدای کار نویسندگی‌اش تعلق دارد و برای تبدیل شدن به نویسنده‌ای حرفه‌ای هنوز باید راه نسبتاً زیادی را طی می‌کرد.

حضور دانشور به منزله‌ی نویسنده‌ای توانا در عرصه‌ی ادبیات داستانی ایران، در سال 1340 با انتشار دومین مجموعه‌ی داستان‌های کوتاه او (شهری چون بهشت) با صدایی رسا اعلام شد. یازده داستانی که در این مجموعه منتشر شدند، از ساختاری به مراتب محکم‌تر و صناعی‌تر از داستان‌های نخستین کتاب او برخوردار بودند. شاید بارزترین ویژگی داستان‌نویسیِ دانشور دقیقاً همین تحولی باشد که اولین مصداق‌هایش را باید در داستان‌های شهری چون بهشت جست. داستان‌های این مجموعه نشان‌دهنده‌ی توازنی خلاقانه بین دو شیوه‌ی روایی موسوم به «محاکات» (mimesis) و «روایت محض» (diegesis) است. دانشور در این داستان‌ها، کشف دنیای درونی شخصیت‌هایش را به عهده‌ی خواننده می‌گذارد و لذا به دادن نشانه‌هایی معدود در متن بسنده می‌کند. این‌جا خواننده است که می‌بایست داده‌های داستانی را در ذهن پردازش کند و معنایی دلالت‌شده اما ناگفته را بیابد. مقایسه‌ی این روش با شیوه‌ی غیرصناعی و ساده‌تری که او برای روایت کردنِ داستان‌های آتش خاموش مورد استفاده قرار داده بود، می‌تواند تحول او از یک داستان‌نویس نامتمایز به نویسنده‌ای صاحب‌سبک را روشن کند. در آتش خاموش خواننده مخاطبِ منفعلِ راوی همه‌دانی است که مکنونات قلبی شخصیت‌ها را برملا می‌کند و اطلاعاتی کامل درباره‌ی گذشته‌ی آن‌ها به دست می‌دهد. راوی داستان‌های اولیه‌ی دانشور، هم اطلاعات می‌دهد و هم قضاوت می‌کند و بدین ترتیب چندان نقشی برای تلاش خواننده به منظور فهم داستان باقی نمی‌گذارد. متقابلاً راویان داستان‌های شهری چون بهشت به نشان دادنِ شخصیت‌ها در موقعیت‌هایی دشوار و پیچیده بسنده می‌کنند. این گفتار و رفتار شخصیت‌هاست که آن‌ها را به خواننده می‌شناساند، نه اظهارنظرهای صریح و خردمندانه‌ی راویِ دانای کل. بزرگ‌ترین دستاورد دانشور در دومین مجموعه داستان‌هایش، همین سبک روایی جدید است که لذت تفکر و کشف را برای خواننده به ارمغان می‌آوَرَد.

اما علاوه بر شیوه‌ی روایت‌گری، دانشور با انتشار شهری چون بهشت جنبه‌ی مهم دیگری از داستان‌نویسیِ خود را نیز ارتقا داد و آن پرداختن به مضامین فرهنگی در ابعادی به مراتب وسیع‌تر و با شیوه‌هایی به مراتب پیچیده‌تر از داستان‌های قبلی اوست. در داستان‌های قبلی، کانون توجه دانشور احساسات فردی است، حال آن‌که در داستان‌های شهری چون بهشت بیشتر به معضلات فرهنگیِ کلان نظر دارد. کاوش در چندوچونِ روابط بینافردی در این داستان‌ها راهی است برای فهم مسائل فرهنگیِ عام‌تری که گریبانگیر بسیاری از آحاد جامعه‌ی ما است. برای مثال، در داستان «زایمان»، دانشور با تیزبینیِ جامعه‌شناسانه‌ی تحسین‌برانگیزی موضوع فرصت‌طلبی و ناسپاسی در فرهنگ ایرانی را مورد تفحّص قرار می‌دهد و به شیوه‌ای گیرا نشان می‌دهد که تعارف‌های پُرطمطراق معمول در فرهنگ ما، تا چه حد نیّت‌های منفعت‌جویانه و ناصادقانه‌ی اشخاص را استتار می‌کند. صرفاً نویسنده‌ای که از قدرت مشاهده‌ی تیزبینانه و نیز تواناییِ تحلیل فرهنگ برخوردار باشد می‌تواند پرتوی تا به این حد روشنگر بر ابعاد ناپیدا یا مکتومِ حیات فرهنگی بیفشاند.

پویایی سبک دانشور در آثار بعدی او همچنان ادامه پیدا کرد و با تسلط بیشترِ او به فنون داستان‌نویسی حتی تشدید هم یافت. رمان ماندگار سَووشون، که در تیرماه سال 1348 منتشر گردید، اولین تلاش دانشور برای رمان‌نویسی بود، اما با درجه‌ی بالایی از پیچیدگی در شخصیت‌پردازی و روایت‌گری نوشته شد. در این رمان، دانشور اشغال ایران توسط متفقین را دستمایه‌ی نگارش اثری قرار می‌دهد که به رغم تخیلی بودنش، موفق می‌شود بیش از کتاب‌های مستندِ تاریخی به واقعیت‌های تاریخ کشور ما در آن سال‌ها نزدیک شود. مبالغه نیست اگر بگوییم که پس از بوف کور هدایت، سَووشون پُرفروش‌ترین رمان فارسی بوده است. این کتاب تاکنون ده‌ها بار تجدید چاپ شده، به زبان‌های متعدد ترجمه شده و گفته می‌شود شمارگان رسمیِ آن در داخل ایران به حدود نیم‌میلیون نسخه رسیده است.

پس از سَووشون، دانشور در سال 1359 مجموعه داستان به کی سلام کنم؟ را منتشر کرد. تنوع سبکی دانشور در این مجموعه، که شامل ده داستان کوتاه است، به طرز چشمگیری خود می‌نمایاند. برای مثال، داستان «تصادف» با طنزی نوشته شده است که نمونه‌ی آن را در آثار قبلی دانشور کمتر می‌توان سراغ گرفت. خلق شخصیتی کاملاً کمیک و در عین حال باورپذیر که بلاهت‌های پی‌درپیِ خویش را با زبان خود بیان می‌کند و ظاهراً از دلالت‌های آنچه به نحوی اعتراف‌گونه بر زبان می‌آوَرَد غافل است، کاری است که دانشور قبلاً تلاش بارزی برای انجام دادن آن نکرده بود. در همین مجموعه، داستان دیگری با عنوان «به کی سلام کنم؟» وجود دارد که با تکنیک تک‌گویی درونی نوشته شده و نشان‌دهنده‌ی توانایی دانشور در به‌کارگیریِ شیوه‌های روایت‌گریِ مدرنیستی است. گرایش دیرینه‌ی دانشور به کاویدن فرهنگ در داستان‌های این کتاب هم به چشم می‌خورَد. برای مثال، داستان «چشم خفته» متشکل از سه بخش است: دو تک‌گویی توسط دو شخصیت به نام‌های عفت‌الملوک و اقدس است و یک گفت‌وگو بین همین دو شخصیت در پایان داستان. در این داستان نیز دانشور با تیزبینیِ خاصی فرهنگ نفاق و دورویی را مورد کالبدشناسی قرار می‌دهد و نشان می‌دهد که کلام ظاهراً زیبا در فرهنگ ما، گاه پنهان‌کننده‌ی بدخواهانه‌ترین احساسات و نگرش‌های باطنی است.

پس از مجموعه داستان به کی سلام کنم؟، دانشور چندین سال کتابی منتشر نکرد تا این‌که در شهریور 1372 رمان جزیره‌ی سرگردانی از او انتشار یافت. این رمان نخستین مجلد از رمانی سه‌گانه است که جلد دوم آن با عنوان ساربانْ سرگردان در شهریور 1380 چاپ شد (جلد سوم با عنوان کوه سرگردان هنوز منتشر نشده است). در جزیره‌ی سرگردانی و ساربانْ سرگردان دانشور بار دیگر به موضوع مورد علاقه‌ی خود (تاریخ) بازمی‌گردد و این‌بار تاریخ معاصر (از اواسط دهه‌ی 1350 تا جنگ ایران و عراق) را از منظری نقادانه مورد بازنگری قرار می‌دهد. در این آثار نیز، بارزترین وجه داستان‌نویسیِ دانشور پویایی کم‌نظیر اوست. استفاده دانشور از تکنیک‌های رمان مدرن در این دو رمان (مانند استفاده از زاویه‌ی دید موسوم به «ذهنیت مرکزی» آن‌گونه که هنری جیمز آن را تبیین کرده است) توأم می‌شود با برخی صناعات پسامدرن (مانند استفاده از شخصیت‌های واقعی، یا اولویت دادن به وجودشناسی در مقابل معرفت‌شناسی). می‌توان گفت اگر آثار قبلی دانشور نشان‌دهنده‌ی حرکت او از رئالیسم به مدرنیسم بودند، در این دو رمان او برخی گام‌های اولیه برای تحول در سبک خود و حرکت به سمت پسامدرنیسم را با توفیق برمی‌دارد، هرچند که مسلماً وجه غالب در کار او هنوز مدرنیسم است.

مجموعه داستان بعدی دانشور با عنوان از پرنده‌های مهاجر بپرس در سال 1376 انتشار یافت. شگردهای هنرمندانه‌ی ده داستانی که در این کتاب جمع شده‌اند، مبیّن دستیابی دانشور به بالاترین سطح آثارش است. استفاده‌ی ماهرانه‌ی نویسنده از عنصر «صدا» در نخستین داستان این مجموعه با عنوان «برهوت» و نیز استفاده‌ی خلاقانه‌ی او از «هویت مفروض» (persona) در داستان «مرز و نقاب»، نشان‌دهنده‌ی تسلط او به طیفی از شیوه‌های روایت‌گری است. تنوع شیوه‌های روایت‌گری در این کتاب توأم می‌شود با تنوع مضامین داستان‌هایی که هر یک جنبه‌ای از فرهنگ ما را می‌کاود. در این مجموعه نیز دانشور داستانی درباره‌ی تاریخ دارد که با استفاده از صناعتِ کاملاً پسامدرنِ موسوم به «مجلس فراتاریخی» نوشته شده است. در این داستان پیچیده و تأمل‌انگیز، که عنوان آن «میزگرد» است، شخصیت‌هایی از برهه‌های مختلف تاریخ ایران و حتی یک شخصیت اسطوره‌ای (رستم) گرد هم می‌آیند و گفت‌وگو می‌کنند. داستان توسط یک مصاحبه‌گر روایت می‌شود که تک‌تکِ این شخصیت‌ها را مورد پرسش قرار می‌دهد، اما از خلال پاسخ‌ها و نظراتی که آن‌ها ابراز می‌کنند، دیدگاهی بسیار انتقادی درباره‌ی روشنفکران ایرانی و روابط بدخواهانه‌شان القا می‌شود. آخرین مجموعه از داستان‌های کوتاه دانشور که با عنوان انتخاب (شامل شش داستان جدید و ده داستان از مجموعه‌ی قبلی داستان‌هایش) در سال 1386 انتشار یافت، نشان‌دهنده‌ی استمرار تلاش او برای دستیابی به شیوه‌های نو در داستان‌نویسی است.

***

سیمین دانشور را باید شهرزاد زمانه‌ی ما نامید. توانایی خارق‌العاده‌ی این نویسنده‌ی برجسته برای ایجاد تحول در سبک داستان‌نویسی‌اش، از جمله ویژگی‌های منحصربه‌فرد اوست. کمتر نویسنده‌ای را در ادبیات پسامشروطه می‌توان مثال آورد که تا به این حد خلاقانه با جریان‌های جدید در داستان‌نویسی همسو شده باشد و صناعات و مضامین داستان‌هایش را با اوضاع‌واحوال و الزام‌های نو همسو کرده باشد. دانشور حتی در پرداختن به مضامینی که تقریباً از اوایل دوره‌ی نویسندگی‌اش مورد علاقه‌ی او بودند (مانند تاریخ)، پویایی خاصی از خود نشان داد. برای مثال، در رمان سَووشون تاریخ ساختمایه‌ی داستانی است که عمدتاً از راه محاکات به موضوع خود می‌پردازد؛ در دو رمان جزیره‌ی سرگردانی و ساربانْ سرگردان همین ساختمایه (تاریخ) با توسل به تکنیک‌های عمدتاً مدرن و گاه پسامدرن پرورانده می‌شود؛ و در داستان «میزگرد» تاریخ از منظری کاملاً پسامدرن و با صناعاتی بدیع مورد کاوش قرار می‌گیرد. از این منظر، می‌توان گفت دانشور شهرزادی بود که داستان گفتنش طیف وسیعی از خوانندگان، از نسل‌های مختلف و با ذائقه‌های ادبی گوناگون، را مسحور خود کرد. رمز جاودانگی دانشور، بی‌تردید در همین پویایی سبکی نهفته است.

اکنون دانشور مقهور مرگ شده است. اما نگارنده‌ی این سطور اعتقاد دارد که هیچ نیرویی نمی‌تواند باعث مرگ دانشور در ادبیات ما شود. بی‌تردید آخرین داستانی که شهرزاد زمانه‌ی ما بازگفت، همین تلاش برای پویایی و مقاومت در برابر میرایی است. در داستان‌های هزار و یک شب، رمز ماندگاری شهرزاد قصه‌گو همین بود که برای بقا می‌بایست هر شب یک داستان گیرا بیان می‌کرد. اگر او نمی‌توانست عنصر تعلیق را هنرمندانه در داستان‌هایش حفظ کند؛ اگر او موفق نمی‌شد مخاطب خود را به درون دنیای تخیلیِ داستان بکشاند؛ در یک کلام، اگر شهرزاد قصه‌گو قادر نمی‌بود که تخیل را به بدیلی نیرومند در برابر واقعیت تبدیل کند، جان خود را از دست می‌داد. در وضعیت او، توسل به داستان‌گوییِ هنرمندانه یگانه راه بقا بود. شهرزاد زمانه‌ی ما هم از راه پویایی در سبک داستان‌نویسی‌اش نامیراییِ خود را تضمین کرد. نگارنده‌ی این سطور، چندین سال پیش در مقاله‌ای با عنوان «سیمین دانشور، شهرزاد پسامدرن» نظری را ابراز کرد که امروز هم، ضمن طلب آمرزش برای روح این نویسنده‌ی توانا، مایل است آن را تکرار کند: «در دنیای شگفت‌آور رمان‌های دانشور، نه صِرفِ رویدادها و عاقبتِ شخصیت‌ها، بلکه میل به کشف جنبه‌ی ناپیدای واقعیت است که ما را به ادامه‌ی خواندن علاقه‌مند می‌کند. از این حیث، دانشور شهرزاد زمانه‌ی ما و بازگوکننده‌ی اضطراب‌ها، ابهام‌ها و سرگردانی‌های پیچیده‌ی انسان‌های زمانه‌ی‌ ما است.» آخرین داستان شهرزاد، هرچند راجع به مرگ است، اما فقط عجز مرگ را به اثبات می‌رساند.


برچسب‌ها: سیمین دانشور, آتش خاموش, سَووشون, جزیره‌ی سرگردانی, ساربانْ سرگردان
+ نوشته شده در تاریخ  دوشنبه 19 اسفند1392   | 
به دعوت بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان، روز یکشنبه 18 اسفند 1392 مصادف با دومین سالگرد درگذشت سیمین دانشور، حسین پاینده در مراسم بزرگداشت این داستان‌نویس برجسته‌ی ایرانی سخنرانی خواهد کرد.
 عنوان سخنرانی:

«طرح قالی‌های ایرانی در داستان‌نویسی سیمین دانشور»


زمان:
یکشنبه 18 اسفند 1392، ساعت 14.30
مکان: خانه‌ی هنرمندان ایران (تهران، خیابان طالقانی، خیابان موسوی شمالی (فرصت)، ضلع جنوبی باغ هنر)، طبقه‌ی دوم، سالن شهناز


برچسب‌ها: سیمین دانشور, سخنرانی دکتر حسین پاینده
+ نوشته شده در تاریخ  چهارشنبه 14 اسفند1392   | 
این دوره‌ی آموزشی به منظور معرفی نقد ادبی روانکاوانه و نیز تمرین در کاربرد این رهیافت در نقد عملیِ متون ادبی و فیلم‌های سینمایی برگزار می‌گردد. نقد روانکاوانه امروزه یکی از پُرطرفدارترین و مهم‌ترین رهیافت‌های نقد ادبی محسوب می‌شود و شرح و تبیین روش‌شناسیِ آن، یک فصل مستقل از همه‌ی کتاب‌های جدید در حوزه‌ی نظریه و نقد ادبی را به خود اختصاص داده است. نقد روانکاوانه ماهیتی میان‌رشته‌ای دارد و به ویژه از زمانی در ادبیات کاربرد پیدا کرد که متون اصلی نظریه‌ی روانکاوی در چند دهه‌ی نخستِ قرن بیستم به طور گسترده منتشر شدند. از آن زمان تاکنون، این نظریه در بسیاری از حوزه‌های علوم انسانی، به ویژه مطالعات هنری و ادبی، تأثیر گذاشته است. این تأثیر به قدری گسترده و چشم‌گیر بوده است که یکی از ارکان نقد ادبی جدید، رهیافت نقد روانکاوانه است.

«کارگاه نقد ادبی روانکاوانه» از جمله با این هدف برگزار می‌شود که با معرفی دقیق و درستِ نظریه‌ی روانکاوی، به ویژه در حوزه‌ی مطالعات نقادانه‌ی ادبی و هنری، چشم‌انداز روشنی از مفاهیم بنیادی و روش‌شناسیِ خاص این رهیافت ترسیم کند. هدف این است که شرکت‌کنندگان پس از اتمام این دوره‌ی آموزشی به درستی بدانند که نظریه‌ی روانکاوی چیست، مفروضات اساسیِ آن کدام‌اند، چه مقاصدی را دنبال می‌کند، روش‌شناسیِ آن چیست و چگونه در نقد متون ادبی و آثار هنری به کار می‌رود. به این منظور، علاوه بر معرفی نظریه‌ی روانکاوی، نقد عملیِ متون ادبی و هنری با به‌کارگیریِ این رهیافت در دستور کار این دوره‌ی آموزشی قرار دارد.


زمان برگزاری کارگاه: روزهای سه‌شنبه، ساعت 4 الی 5/30 بعدازظهر

تاریخ شروع کارگاه: سه‌شنبه 26 فروردین 1393

علاقه‌مندان می‌توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با مؤسسه‌ی بهاران تماس بگیرند که این کارگاه را با همکاری دانشگاه علم و فرهنگ برگزار می‌کند:

نشانی: خیابان ولی‌عصر، بالاتر از زرتشت، روبه‌روی پمپ بنزین، کوچه‌ی نوربخش، پلاک 21

تلفن: 88903668, 88892228, 88944906

http://s5.picofile.com/file/8114526000/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%86%D9%82%D8%AF_%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C_%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%80%D9%80_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg



برچسب‌ها: نقد ادبی, روانکاوی, کارگاه‌های دکتر پاینده
+ نوشته شده در تاریخ  سه شنبه 6 اسفند1392   | 
به اطلاع آن دسته از دوستانی که مایل به شرکت در «کارگاه داستان‌نویسی (دوره‌ی مقدماتی)» بودند و از راه‌های مختلف تماس می‌گرفتند و در خصوص زمان تشکیل این کارگاه می‌پرسیدند، می‌رسانم که این کارگاه از تاریخ پنجشنه 21 فروردین 1393 در مؤسسه‌ی بهاران تشکیل خواهد شد. هدف از برگزاری این کارگاه، افزایش مهارت‌های خلاقانه‌ی نویسندگان نوقلم است که قصد دارند داستان‌نویسی را به طور جدی و حرفه‌ای دنبال کنند. شرکت‌کنندگان در این دوره، می‌بایست از شناخت کافی از عناصر داستان برخوردار باشند (زاویه‌ی دید، شخصیت، پیرنگ، کشمکش، ) و همچنین داستان‌هایی نوشته باشند (خواه داستان‌هایی که پیشتر منتشر کرده‌اند و خواه داستان‌هایی که تاکنون منتشر نکرده‌اند). جلسات کارگاه، هم به بحث‌های نظری اختصاص خواهد داشت (چگونگی استفاده از نظریه‌های ادبی برای نوشتن داستان‌های صناعتمندتر) و هم این‌که داستان‌های نوشته‌شده توسط هنرجویان به صورت گروهی خوانده و بررسی خواهد شد. در بحث جمعی راجع به هر داستان، شیوه‌ی به‌کارگیری خلاقانه و هدفمندِ عناصر داستان برای القای درونمایه‌ی مورد نظر نویسنده بحث می‌شود.

زمان برگزاری کارگاه: روزهای پنجشنبه صبح، ساعت 11 الی 12/30  

تاریخ شروع کارگاه: پنجشنبه 21 فروردین 1393

علاقه‌مندان می‌توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با مؤسسه‌ی بهاران تماس بگیرند که این کارگاه را با همکاری دانشگاه علم و فرهنگ برگزار می‌کند:

نشانی: خیابان ولی‌عصر، بالاتر از زرتشت، روبه‌روی پمپ بنزین، کوچه‌ی نوربخش، پلاک 21

تلفن: 88903668, 88892228, 88944906

http://s5.picofile.com/file/8114525968/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C_%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA%DB%8C_%D9%80%D9%80_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg


برچسب‌ها: کارگاه داستان‌نویسی مقدماتی, نوشتن داستان کوتاه
+ نوشته شده در تاریخ  یکشنبه 4 اسفند1392   | 
این کتاب به منظور پاسخ به پرسشی مبرم در حوزه‌ی مطالعات ادبی در کشور ایران نوشته شده است؛ چگونه از منظر یک منتقد ادبی یا پژوهشگر ادبیات رمان بخوانیم؟ پاسخی که نویسنده تلاش کرده است از راه بحث‌های نظری و نقد عملی رمان‌های شاخص به این پرسش بدهد، این‌گونه خلاصه می‌شود که نقد رمان بدون برخورداری از ذهنیتی معطوف به پرسشگری و گفتگو امکان‌پذیر نیست. منتقدی که رمان را منفعلانه می‌خواند، بی آن‌که سؤالی در ذهنش نقش ببندد یا بی آن‌که وارد گفت‌وگویی کاوشگرانه با متن شود، هرگز نمی‌تواند به معانی عمیق‌تر آن راه ببرد. رسیدن به هدف نقد مستلزم این است که از یک سو متن با ابهام‌ها و دلالت‌های غیرمستقیمش موجد پرسش در ذهن منتقد شود و از سوی دیگر منتقد نیز متن را به پرسش بگیرد.

مقصود از نگارش کتاب حاضر، پیشنهاد روشی برای نقد رمان بوده است، روشی که مبتنی بر خوانش تحلیلی صحنه‌ی آغازین و معلوم‌ کردن ربط آن به بقیه‌ی رمان است و با تمرکز بر ساختار رمان انجام می‌شود. نویسنده در این کتاب استدلال کرده است که صحنه‌ی آغازین رمان، اگر آن رمان به قلم نویسنده‌ای توانا و صناعتگر نوشته شده باشد، حکم همان تمهید یا شگردی را دارد که قدمای ما آن را «براعت استهلال» می‌نامیدند. شاعران کهن با استفاده از این صناعت که در ذیل صنایع بدیع طبقه‌بندی می‌شود، زمینه‌ای برای ورود به داستان فراهم می‌کردند و محتوا و مضمون شعر را به اختصار مورد اشاره قرار می‌دادند. به طریق اولی رمان‌نویسان با استفاده از صناعاتی مانند نماد، مجاز مرسل، استعاره و آیرونی جزئیاتی را در صحنه‌ی آغازین می‌پرورانند که با شروع رویدادها و بسط پیرنگ، آرام‌آرام درونمایه‌های رمان را شکل می‌دهد؛ پس نخستین گام در راه فهم معانی هر رمان، تحلیل مشروح صحنه‌ی آغازین است.

این کتاب از ده فصل، سه ضمیمه، فهرست منابع و نمایه‌ی اسمی تشکیل شده است. همه‌ی فصول با پیروی از روش‌شناسی واحدی نوشته شده‌اند که عبارت‌اند از: الف) شروع فصل با یک مبحث نظری در نقد ادبی؛ ب) تحلیل مشروح صحنه‌ی آغازین یک رمان بر اساس مبحث نظری مطرح‌شده در ابتدای همان فصل؛ ج) نقد آن رمان با برقراری پیوند بین صحنه‌ی آغازین و سایر بخش‌ها یا اجزائش.

رمان‌های برگزیده در این کتاب طیف متنوعی از سبک‌ها در دوره‌های مختلف را در بر می‌گیرد که در میان آن‌ها، هم رمان‌های نوشته‌شده به قلم نویسندگان صاحب‌نام از نسل اول و دوم رمان‌نویسی ایران به چشم می‌خورد (صادق هدایت، صادق چوبک، جلال آل‌احمد، هوشنگ گلشیری و سیمین دانشور) و هم رمان‌های متأخر (اسماعیل فصیح، سپیده شاملو، زویا پیرزاد و رضا براهنی). رمان‌های شناخته‌شده‌تر جایگاه تثبیت‌شده‌ای در پیکره‌ی ادبیات ایران دارند و در بسیاری از منابع از آن‌ها نام برده شده است؛ از این‌رو نویسنده تلاش کرده تا با گنجاندن رمان‌های متأخرتر، سمت‌وسوی حرکت رمان در یکی‌دو دهه‌ی اخیر را نیز تا حدودی نشان دهد.

این کتاب سه ضمیمه دارد که هر یک در جایگاه فصلی مستقل، مکمل فصول ده‌گانه‌ی آن هستند. نویسنده در ضمیمه‌ی اول کوشیده تا پاسخی به این پرسش دهد که: آیا می‌توان روش پیشنهاد‌شده در این کتاب را برای نقد داستان کوتاه نیز به کار برد؟ پاسخ نویسنده به این سؤال مثبت بوده و به منظور به دست دادن نمونه‌ای از نقد داستان کوتاه با همان روشی که در این کتاب برای نقد رمان به کار رفته، داستان مشهور «سه قطره خون» از صادق هدایت را بررسی کرده است.

در ضمیمه‌ی دوم نویسنده کوشیده تا پرسش مشابهی را درباره‌ی نقد فیلم پاسخ دهد که: آیا می‌توان روش پیشنهاد‌شده در این کتاب را برای نقد فیلم سینمایی نیز به کار برد؟ پاسخ نویسنده به این سؤال مثبت بوده و به منظور به دست دادن نمونه‌ای از نقد فیلم با این روش، فیلم ماندگار هامون را مفصل نقد کرده است.

ضمیمه‌ی سوم با عنوان «واژه‌نامه‌ی توصیفی اصطلاحات رمان» شرح یکصد اصطلاح پُرکاربرد در نقد رمان است که با ترتیب الفبایی و با ارجاع مقابل تنظیم شده است و همه‌ی این اصطلاحات در بحث‌های این کتاب استفاده شده‌اند.

فهرست مطالب این کتاب بدین قرار است:

گشودن این کتاب؛ فصل اول: گشودن بوف کور؛ فصل دوم: گشودن تنگسیر؛ فصل سوم: گشودن مدیر مدرسه؛ فصل چهارم: گشودن شازده احتجاب؛ فصل پنجم: گشودن سَووشون؛ فصل ششم: گشودن ثریا در اغما؛ فصل هفتم: گشودن جزیره‌ی سرگردانی؛ فصل هشتم: گشودن چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم؛ فصل نهم: گشودن آزاده‌خانم و نویسنده‌اش؛ فصل دهم: گشودن سرخی تو از من.

ضمائم: گشودن «سه قطره خون»؛ گشودن هامون؛ واژه‌نامه‌ی توصیفی اصطلاحات نقد رمان.


برچسب‌ها: کتاب «گشودن رمان», مرور و معرفی, ریویو, نقد رمان, رمان ایران
+ نوشته شده در تاریخ  سه شنبه 22 بهمن1392   | 
مطلب زیر در تاریخ 92/11/3 به قلم آیناز محمدی در مرور و معرفی کتاب گشودن رمان در روزنامه‌ی ایران منتشر شد:

از سال 89 ناگزیر به عنوان ویراستار و کارشناس ادبیات داستانی با یکی دو ناشر همکاری داشتم و رمان عموماً عامّه‌پسند می‌خواندم و نظر می‌دادم. اغلب رمان‌نویسان (بویژه نویسندگان زن) علاوه بر ضعف تألیف و ضعف‌های دیگر مثل عدم شناخت تفاوت رمان و داستان بلند در یک چیز مشترک بودند و آن هم ضعف آغاز رمان. در ملاقات حضوری با این دسته از نویسندگان می‌پرسیدم، فرض کنید کنترل تلویزیون دست شماست، چه مدت به خود برای دیدن برنامه فرصت می‌دهید تا تصمیم بگیرید آن را تماشا کنید یا شبکه را عوض کنید؟ اغلب پاسخ می‌دادند بین دو تا پنج دقیقه. و من می‌گفتم همین معادله در مورد رمان شما هم مصداق دارد. خواننده وقتی رمان را باز می‌کند چند صفحه‌ی اول آن‌قدر باید جالب و جذاب باشد تا خواننده را به مطالعه‌ی اثر مجاب کند. البته در نقد ادبی مقصود از جالب و جذاب جنبه توصیفی اثر مد نظر است نه بحث ارزش‌گذاری.

در مورد همین مسئله یعنی آغاز رمان، دکتر حسین پاینده، منتقد و نظریه‌پرداز که با آثار خود اعم از تألیف و ترجمه در حوزه نقد ادبیات داستانی دانش ما را در زمینه‌ی شناخت داستان و مؤلفه‌های زیبایی‌شناختی آن عمیق‌تر کرده، در این هفته کتابی تحت عنوان گشودن رمان یا «رمان ایران در پرتو نظریه و نقد ادبی» توسط انتشارات مروارید منتشر کرده است که در آن به بحث همه‌جانبه ای درمورد آغاز رمان می‌پردازد. پاینده در مورد عنوان کتاب ــ «گشودن رمان» ــ می‌گوید: «واژه‌ی گشودن را در کتاب حاضر، هم به معنای «بازکردن» به کار برده‌ام و هم به معنای «آغاز کردن»، معنای اول به نقد ادبی مربوط می‌شود و معنای دوم به رمان‌نویسی. در معنای اول «گشودن رمان» یعنی فراتر رفتن از معنای سطحی و راه بردن به معانی ژرف آن. هر متن ادبی مجموعه‌ای معیّن از نشانه‌های واژگان است که با کنش نقد از حالت بسته و مبهم‌شان «باز» می‌شوند. «باز شدن» به این مفهوم نشانه‌شناختی مترادف است با مشخص کردن مدلول برای دال‌های متن. به تعبیری استعاری می‌توان گفت که نقد یعنی «گشودن درِ معنای متن» و منتقد کسی است که با گشودن این در، معبری برای ورود به درون متن باز می‌کند. «گشودن رمان» در معنای دوم (معنایی که به عمل نگارش مربوط است) یعنی آغاز کردن رمان به شکلی که هم موجب (حس) تعلیق شود و هم نخستین نشانه‌ها از پیرنگی را که متعاقباً تکوین می‌یابد، به صورتی فشرده به دست دهد. همان‌گونه که رمان‌نویسانِ صناعت‌شناس و حرفه‌ای به خوبی واقف‌اند، طراحی صحنه‌ی آغازین دشوارترین مرحله در فرایند نگارش رمان است؛ نخستین صحنه باید آن‌قدر گیرا و تأمل‌انگیز باشد که خواننده را به ورود به جهان خیالی رمان، همراهی با شخصیت‌ها و دنبال کردن رویدادها ترغیب کند.»

دکتر پاینده در این کتاب 10 رمان انتخاب کرده و توضیح می‌دهد: «رمان‌های برگزیده طیف متنوعی از سبک‌ها در دوره‌های مختلف رمان‌نویسی ایرانی را شامل می‌شوند که در میان‌شان هم رمان‌های نویسندگان صاحب‌نام از نسل اول و دوم ایران به چشم می خورد (صادق هدایت، صادق چوبک، جلال آل‌احمد، هوشنگ گلشیری و سیمین دانشور) و هم رمان‌های متأخرتر (از اسماعیل فصیح، زویا پیرزاد، رضا براهنی و سپیده شاملو).»

کتاب در 10 فصل به شیوه‌ی آغاز 10 رمان می پردازد، بوف کور، تنگسیر، مدیر مدرسه، شازده احتجاب، سَووشون، ثریا در اغما، جزیره‌ی سرگردانی، چراغ ها را من خاموش می‌کنم، آزاده‌خانم و نویسنده‌اش، سرخی تو از من. تأکید خاص و اصلی نویسنده (پاینده) بر تحلیل مشروح صحنه‌ی آغازین و معلوم کردن ربط آن به ادامه‌ی رمان به منظور هموار کردن راه نقد هریک از این رمان‌ها بوده است.

مخاطبان این کتاب، هم منتقدان ادبی می‌توانند باشند، همه‌ی کسانی که تئوری‌های نقد ادبی را مطالعه کرده‌اند اما از شیوه‌ی کاربردی کردن و انطباق آن‌ها با یک متن ادبی فارسی درمی‌مانند؛ هم رمان‌نویسانی که به لزوم آگاهی و شناخت نظریه‌های ادبی پی برده‌اند.


برچسب‌ها: کتاب گشودن رمان, مرور و معرفی, ریویو, نقد رمان, رمان ایران
+ نوشته شده در تاریخ  دوشنبه 21 بهمن1392   | 
گروه فرهنگ و ادب خبرگزاری مهر مطلب زیر را در مرور و معرفی (ریویو) کتاب گشودن رمان منتشر کرد:

کتاب گشودن رمان با محوریت بررسی رمان ایران در پرتو نظریه و نقد ادبی به قلم حسین پاینده توسط انتشارات مروارید منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش خبرنگار مهر، اولین اولویت از نگارش این کتاب، این بوده که پژوهشگران و علاقه‌مندان به نقد رمان به گفت‌و‌گوی نقادانه با متن ترغیب بشوند. نگارش و انتشار گشودن رمان همچنین برای ابهام‌زدایی از نقد ادبی از طریق معرفی یک روش نقادانه و کاربرد آن در خوانش رمان‌های متعدد به منظور ارائه نمونه و الگوی عمل نوشته شده است. ابتدای کتاب، بخشی به نام «گشودن این کتاب» دارد که در حکم مقدمه‌ی آن است. کتاب 10 فصل اصلی دارد که به 10 رمان مطرح ادبیات معاصر ایران اختصاص دارند و در انتها نیز علاوه بر مراجع و نمایه، 3 ضمیمه درج شده است. ضمیمه اول «گشودن سه قطره خون»، ضمیمه دوم «گشودن هامون» و ضمیمه سوم «واژه‌نامه‌ی توصیفی اصطلاحات نقد رمان» است.

عنوان 10 فصل کتاب هم به این ترتیب است: «گشودن بوف کور»، «گشودن تنگسیر»، «گشودن مدیر مدرسه»، «گشودن شازده احتجاب»، «گشودن سَووشون»، «گشودن ثریا در اغما»، «گشون جزیره‌ی سرگردانی»، «گشودن چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم»، «گشودن آزاده‌خانم و نویسنده‌اش» و «گشودن سرخی تو از من».

رمان‌های برگزیده طیف متنوعی از سبک‌ها در دوره‌های مختلف رمان‌نویسی ایرانی را شامل می‌شوند که در میان‌شان، هم رمان‌های نوشته‌شده به قلم نویسندگان صاحب‌نام از نسل اول و دوم رمان‌نویسی ایران به چشم می‌خورد و هم رمان‌های متأخرتر. رمان‌های شناخته‌شده‌تر جایگاه تثبیت‌شده‌ای در پیکر ادبیات معاصر ایران دارند و در بسیاری از منابع از آن‌ها نام برده شده است. به همین دلیل پاینده تلاش کرده است تا با استفاده از رمان‌های متأخر در این کتاب، به سمت‌وسوی حرکت رمان در دهه‌های اخیر نیز اشاره داشته و آن را نشان بدهد.

http://s5.picofile.com/file/8108770934/%DA%AF%D8%B4%D9%88%D8%AF%D9%86_%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86.jpg

گستره‌ی مباحث نظری این کتاب، مطالب گوناگونی را شامل می‌شود که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به مواردی چون بحث درباره‌ی کارکرد و شیوه‌ی تحلیل عناصر رمان مانند شخصیت، منظر روایی، کشمکش، حال‌وهوا و امثال آن، مباحث مربوط به نظریه‌های ادبی متأخر چون بینامتنیّت، مرگ مؤلف، روایت‌شناسی، پسامدرنیسم و ... اشاره کرد.

در اولین ضمیمه‌ی این کتاب با عنوان «گشودن سه قطره‌خون» می‌خوانیم:

«ناپخته‌ترین و بی‌تأثیرترین داستان‌ها، آن‌هایی هستند که اولین پاراگراف‌شان خواننده را به خواندن بقیه‌ی داستان ترغیب نمی‌کند. اگر مدخل جهان خیالینی که نویسنده خلق کرده است خواننده را به وارد شدن به آن جهان، زیستن با شخصیت‌هایش و از سر گذراندن تجربه‌های توصیف‌شده در آن تشویق نکند، آن‌گاه خواننده نه با میلی وافر بلکه با اکراه داستان را دنبال خواهد کرد و چه بسا حتی نیمه‌خوانده رهایش کند. درب ورود به هر مکانی می‌تواند نقش بسزایی در ایجاد میل ورود، یا منصرف کردن از ورود، به آن مکان ایفا کند. پاراگراف اول هر داستان کوتاهی همچنین تصویری مینیاتوری از جهان همان داستان به دست می‌دهد.»

موضوع داستان، ویژگی‌های روانی شخصیت اصلی، کشمکشی که این شخصیت با دیگران یا با خود دارد، احساس او نسبت به جهان پیرامونش، نوع روابطی که با سایر شخصیت‌ها برقرار می‌کند، درونمایه‌ی داستان و ... همگی جزو مطالبی هستند که می‌بایست سرنخی از آن‌ها در پاراگراف اول به خواننده داده شود تا او خود به درون این جهان برود و با گشت‌وگذار در آن، جنبه‌های ناگفته و توصیف‌ناشده‌اش را شخصاً کشف کند. لذت داستان البته در همین کشف است. نویسنده صرفاً نشانه‌هایی از ماهیت یا خصوصیات جهانی که آفریده به دست می‌دهد و این خواننده است که باید آن جهان را علاقه‌مندانه بکاود و بشناسد. رمز علاقه‌مند کردن خواننده به این کاوش و کشف، نوشتن پاراگرافی کارکردگرا در آغاز داستان است.


برچسب‌ها: کتاب «گشودن رمان», مرور و معرفی, ریویو, نقد رمان, رمان ایران
+ نوشته شده در تاریخ  یکشنبه 20 بهمن1392   |